با کاروان عشق 2 صفحه 544

صفحه 544

عالَم امروز به كام است كه بابا دارم

پدر اين جاست به اغيار چه كار عبداللّه؟

شأن تو نيست كه رَه بر روي‌ِ زانو بِرَوي

گَه به صورت بِرَوي، گاه به ابرو بِرَوي

كو اباالفضل كه با قوّت‌ِ بازو بِرَوي؟

اكبرت كو كه به يك قامت نيكو بِرَوي؟

گشته اين لحظه دگر دست به كار عبداللّه

تيرِ خود را بزن اي حرمله! بي‌تاب شدم

يادِ تابوت شدم غمزده‌يِ باب شدم

از غم‌ِ عشقِ عمو، شمع‌صفت، آب شدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه