با کاروان عشق 2 صفحه 547

صفحه 547

غصّه‌هايي كه پس از كشتن‌ِ مسلم خوردند

چشمه‌يِ خون شد و فوّاره زد از حنجرشان

بوده بر صورتشان گرد و غبار زندان

شسته گرديده ز خونابِ جگر پيكرشان

خبر كشتنشان را به مدينه نبريد

به خدا منتظر هر دو بُوَد مادرشان

با سجودي كه به هنگامِ شهادت كردند

زنده گرديد نماز از دمِ جان‌پرورشان

گنهِ اين دو چه بوده است كه هر شب چون شمع

آب گرديده به زندان، بدن لاغرشان؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه