با کاروان عشق 2 صفحه 548

صفحه 548

چون نَگريَد ز غمِ اين دو برادر «ميثم»

كه عدو يكسره خون ريخته در ساغرشان

شعر از غلامرضا سازگار (ميثم)

نوحه‌ي سينه‌زني طفلان مسلم عليه السلام

ديده گريانيم، سينه سوزانيم

مثل غنچه، سر در گريبانيم

حارثا! غنچه دگر چيدن ندارد

كشتن‌ِ طفلِ يتيم ديدن ندارد

واغريبا! واغريبا! واغريبا! (2)

من سرا پا جوش، او ز غم خاموش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه