با کاروان عشق 2 صفحه 557

صفحه 557

هرگز اين طالع نَبودم در حساب

كه نَوازد، ذرّه‌اي را آفتاب

پلّه را كي بُوَد آن قدر و خَطَر

كش هُمائي سايه اندازد به سر

ياران‌ِ حسين

مرحبا! همّتِ قومي كه چو دلبر گيرند

به جز از دلبرِ خود از همه دل، بر گيرند

به سركوي وفا از سرِ هستي گذرند

جان فداكرده كه تا هستيِ ديگر گيرند

اي خوش آن قوم كه در معركه‌يِ كرب و بلا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه