با کاروان عشق 2 صفحه 66

صفحه 66

اي كائنات بنده‌ي كف‌ِّ عطايِ تو

با گفتن «رِضاً بِقضائك» به كربلا

شد متّحد رضايِ خدا با رضايِ تو

در حيرتم چه شد كه نشد آسمان خراب

وقتي شنيد ناله‌يِ واغربتايِ تو؟!

برخيز و باز بر سرِ ني آيه‌اي بخوان

اي من فدايِ آن سرِ از تن جداي تو

تو هر چه داشتي به خدا دادي اي حسين!

فردا خداست - جَلَّ جَلالُه - جزايِ تو

اندر مِنيٰ ذبيح يكي بود و زنده رفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه