با کاروان عشق 2 صفحه 85

صفحه 85

تا موج مي‌خروشد و تا بحر مي‌تپد

ياد از خروشِ او به صفِ كارزار هست

تا سر زند سپيده و تا بشكفد سَحَر

خورشيدِ رويِ او به جهان آشكار هست

تا عدل هست، رايتِ او هر طرف به پاست

تا ظلم هست، نهضتِ او استوار هست

تا در زمانه رسمِ يزيد است برقرار

سودايِ دادخواهيِ او برقرار هست

تا لاله سر زند ز گريبان‌ِ كوهسار

دل‌ها ز داغِ اصغر او داغدار هست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه