با کاروان عشق 2 صفحه 92

صفحه 92

دل شود نالان به يادِ كربلا

از جفايِ ني دلم آتش گرفت

كاش ني از ريشه آتش مي‌گرفت

رفت بر ني رأسِ پر خون‌ِ حسين

بود زينب پايِ ني در شور و شين

ني ز حلقومِ حسين خون مي‌مكيد

پايِ ني، زينب گريبان مي‌دريد

ديد بر ني چون سر، آن حق‌پرست

سر به محمل زد؛ جبين‌ِ خود شكست

چون رَوَد در شام و در تشتِ طلا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه