با کاروان عشق 2 صفحه 94

صفحه 94

دريايِ خون

اي ز داغِ تو روان خون‌ِ دل از ديده‌يِ حور

بي تو عالم همه ماتمكده تا نفخه‌يِ صور

ديده‌ها گو همه دريا شو و دريا همه خون

كه پس از قتلِ تو منسوخ شد آئين‌ِ سرور

كوفيان دست به تاراجِ حرم كرده دراز

آهوان حرم از واهمه در شيون و شور

پاي در سلسله، سجّاد و به سر، تاج، يزيد

خاك بر فرقِ چنين افسر و ديهيم و قصور

ديرِ ترسا و سرِ سبطِ رسولِ مدني

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه