با کاروان عشق 2 صفحه 97

صفحه 97

خسته بود از جورِ اعدا، پيكرش

ميهمان ديگرش بيمار بود

چشمش از جورِ عدو، خونبار بود

ميزبان مجلسِ پر شور و شين

بود نورِ چشمِ پيغمبر حسين

كس شنيده ميزبان، بي‌سر بُوَد؟!

پاره پاره پيكر از خنجر بُوَد

چون كه مجلس يافت ترتيب و مقام

پا برهنه انبيا گريان تمام

كرد زهرا اندر آن مجلس ورود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه