لهوف منظوم، یا، (معراج المحبه) صفحه 117

صفحه 117

چه باشد گر ببخشائی باین پیر پذیرایم شوی از عذر و تقصیر

نمی‌پنداشتم کاین چرخ أخضر کند این کار با آل پیمبر؟

شه سجّاد فرمودش در آن دم که بی‌غم باش با مائی تو همدم

یکی زان مردمان کفر بنیاد امیر مشرکین را این خبر داد

همه احوال پیر و شاه بیمار بیان کرد از برای میر کفّار

چو این بشنید آن دارای خسران به قتل پیر مؤمن داد فرمان

بیفکندند سر زان پیر مضطرّ بشد با سرخروئی نزد داور

بدی آن کاروان محنت انجام بسرگردانی اندر شام تا شام

نمیدانم ز دست قوم کافر کجا ماندند، شب را آل حیدر؟

ورود اهل بیت طهارت (ع) به مجلس یزید (لع)

-1

چو صبح از این سپهر سرخی آلود سر خود در میان طشت بنمود

به تخت زر یزید کفر بنیاد نشست آنگه صلای عام در داد

ز اسباب شهی هر چیز موجود نمود آن کافر بدتر ز نمرود

مسلمانان بدتر از نصاری شدند آن بیحیا را مجلس آرا

رسولی بود از درگاه قیصر پیام‌آور بدان إبلیس منظر

ابا آن جمع مردم گشت همراه که بیند روی آن مردود گمراه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه