لهوف منظوم، یا، (معراج المحبه) صفحه 80

صفحه 80

نظر بگشود چون فرزند حیدر به تمثال خدای فرد داور

زبان بگشود و لختی گفتگو کرد حدیث عشق با شه مو به مو کرد

زبان عاشق و معشوق با هم چه دانم من که عشقم کرده درهم؟

چو پا انداز معشوق گرامی روان خویش کرد آن میر سامی

شه احمد نشان حیدری دم ز جا برخاست با یک عالمی غم

به عزم رزم آن قوم ستمکار نشست در پشت زین، آن شاه کرّار

شهادت شیرخوار حضرت علی اصغر (ع)

-1

پس از قتل برادر آن شه جود بیامد سوی خرگه بهر بدرود

فرود آمد ز اسب آن عشق چالاک در پرده‌سرا بنشست بر خاک

به خواهر گفت کای آرام جانم بیاور اصغر شیرین زبانم

که بینم روی آن پژمرده گل را گل گل دسته شاه رسل را

بیاوردند آن شیرین زبان را که قربانی شود شاه زمان را

نشاند آن مظهر خلّاق ذو المنّ گل پژمرده خود، روی دامن

سرش بنهاد بر بازو که رویش ببوسد وارهد از آرزویش

لب و رخساره‌اش دید آن شه فرد شده از تشنگی چون کهربا، زرد

نه مادر شیر بودش، نه پدر آب نه بود آن طفل را از تشنگی تاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه