لهوف منظوم، یا، (معراج المحبه) صفحه 82

صفحه 82

اگر نصر تو از ما گشته محبوس بکش کیفر تو از این قوم منحوس

ز بی‌یاریّ آن سلطان بی‌کس فغان شد از حرم بر چرخ اطلس

دگر تیری به شد پرّان ز لشکر نهاد اندر دل شه داغ دیگر

شهادت ابو بکر بن حسن علیه السلام‌

به خون آغشت بو بکر حسن را غمین گرداند شاه ذو المنن را

از آن یک تیر مرغ روحش از تن بدامان حسن بگرفت مسکن‌

آغاز آهنگ امام (ع) به سوی میدان‌

چو میدان شد تهی از یاور عشق چو داور گشت یکتا داور عشق

به یک ساعت شد آن سلطان بی‌یار چو حق تنها در آن دشت بلا بار

ز خون نوجوانان پهنه کین چو گلزار جنان گردید رنگین

به درد آمد دل آن عشق بی‌باک به سوی نوجوانان گشت صد چاک

شد آن گردون سرادق سوی خرگاه بدورش حلقه زن شد لشکر آه

روان گردید شاه برگزیده به سوی خیمه آن نو رسیده

همی پرسید از احوال فرزند بدیدارش بدی بس آرزومند

پس از تیمار بیمار دل افکار به شه شهزاده گفت ای شاه بی‌یار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه