نخل میثم: مجموعه اشعار صفحه 255

صفحه 255

وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم

صبر کن سیر ببینم رخ

بابایم را

چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم

قسمت این بود که بالای سرش بنشینم

چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم

وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است

دو مه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم

ای پدر! مادر مظلومه من یار تو بود

من پس از رفتن تو جان علی را سپرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه