نخل میثم: مجموعه اشعار صفحه 822

صفحه 822

حال که با دوستی ات زیستم

به روی من نیاوری کیستم

مانده و از بار گنه خسته ام

بیدلم اما به تو دل بسته ام

عنایتی کن که گدایت شوم

غباری از خاک سرایت شوم

کبوتر نغمه سرایت شوم

«میثمِ» افتاده ز پایت شوم

با همه گفتم تو امام منی

مباد دست رد به قلبم زنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه