نخل میثم: مجموعه اشعار صفحه 907

صفحه 907

قصّه جانبازی آن جان شیرین رسول

جان شیرین می دهد بر تن برادر گوش دار

کافران دادند با هم دست از هر طایفه

بهر قتل خواجۀ لولاک در یک شام تار

گفت پیغمبر به شیر حق امیر المؤمنین

کی نبی شیرین ای ولیّ کردگار

کافران بر قتل من با یکدیگر بستند عهد

باید امشب جای من در بسترم گیری قرار

گفت حیدر ای دو صد جان علی قربان تو

این تو، این جان علی، این تیغ خصم نابکار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه