مصائب راس الحسین علیه السلام: روضه ها و مصیبت های سر مطهر حضرت امام حسین علیه السلام صفحه 110

صفحه 110

تن بودیم که با سرِ حسین علیه السلام به شام می رفتیم، شب سرِ حسین علیه السلامرا در جعبه می نهادیم و گردِ آن میگساری می کردیم، یک شب یاران من نوشیدند تامست و بی خود شدند و من ننوشیدم و چون پاسی از شب گذشت آواز

رعدی شنیدم و برقی دیدم و بناگاه درهای آسمان باز شد و آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل واسحاق و پیغمبر ما محمد صلی الله علیه و آله وسلم با جبرئیل و فرشتگان آمدند و جبرئیل نزدیک جعبه رفت و سرِ مقدّس را بیرون آورد و در آغوش کشید و بوسید، سپس هر یک از پیغمبران چنین کردند و پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله وسلم بر سرِ حسین علیه السلامگریست و پیغمبران او را تسلیت دادند و جبرئیل گفت: ای محمّد، من درباره امّت تو فرمانبر توام و اگر فرمائی، زمین را بر آنها واژگون کنم چنانچه با قوم لوط کرد، پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: ای جبرئیل، به راستی من در پیش خدا با آنها محاکمه ای دارم، سپس فرشتگان آمدند ما را بکشند، من گفتم: الاَمان، الاَْمان یا رسول اللّه، فرمود: برو خدا تو را نیامرزد.(1)

افتادن سر امام حسین علیه السلام از بالای نی بر زمین در نصیبین

حادثه ای که در «نصیبین» رخ داد، در «کامل بهائی» است که: چون به نصیبین رسیدند، منصور بن الیاس دستور داد شهر را بسیار خوب آذین بستند و ملعونی که سرِ حسین علیه السلام با او بود خواست وارد شهر شود و اسبش سرباز زد و آن را عوض کرد و دیگری هم سرباز زد و تا چند اسب عوض کرد و سر از بالای نیزه به زمین افتاد و ابراهیم موصلی آن را برداشت و شناخت که سرِ حسین علیه السلام است و آنها را سرزنش کرد و توبیخ نمود، و شامیان او را کشتند و سر را در بیرون شهر گذاشتند و به شهر نیاوردند و شاید مسقط رأس شریف زیارتگاه باشد.


1- . کمره ای، محمد باقر، در کربلا چه گذشت؟، ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی، ص546.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه