مصائب راس الحسین علیه السلام: روضه ها و مصیبت های سر مطهر حضرت امام حسین علیه السلام صفحه 182

صفحه 182

میخورد بر پیکرش

آتش سنگ و جفا

لحظه آخر کند

رو بسوی کربلا

گوید ای مولای من

جان کنم بهرت فدا

شد سرش از تن جدا

نایب خون خدا

می دهد از دل ندا

یا حسین کوفه میا

* * *

فرستادن سر مسلم و هانی برای یزید

ابن زیاد سر بریده مسلم علیه السلام و هانی را برای یزید فرستاد، و جریان را در ضمن نامه ای برای یزید نوشت و برای او فرستاد. یزید در پاسخ، از ابن زیاد تشکر کرد و به او دستور اکید داد که برای مقابله باحسین و یارانش آماده گردد... . و نیز نقل شده: یزید دستور داد سر بریده آن دو بزرگوار را در بالای دروازه دمشق، آویزان کردند. «وَاَنْفَذَ الرَّأسَیْنِ اِلی یَزیدَ، فَنَصَبَهُما فی دَربٍ مِنْ

دَمِشْقٍ».(1)

جداکردن سر دو طفلان مسلم و بردن آن دو سر به قصر ابن زیاد

حارث متوجه کودکان گردید، آنها گریه می کردند و می لرزیدند، گفتند: به ما مهلت بده دو رکعت نماز بخوانیم (طبق نقلی) به آنها مهلت نداد، خواست برادر بزرگتر (محمّد) را بکشد، ابراهیم خود را به جلو شمشیر او افکند، خواست ابراهیم را بکشد، محمّد خود را به جلو شمشیر انداخت، سر انجام شمشیر بر گردن محمد زد و سرش را از بدنش جدا نمود و جسد او را به آب


1- . محمّدی اشتهاردی، محمّد، سوگنامه آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلم؛ مقتل الحسین مقرّم، ص187.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه