- ذلت مردم 1
- مقدمه 1
- زیان های جنگ یزیدیان 1
- خسارت جبران ناپذیر 1
- شکست علمی 2
- ضربت خوردن اسلام 2
- اینک چند نکته 3
- مکتب سیار 3
- آثار ثمربخش 3
- لکه ننگ 3
- اشاره 3
- محبوبیت امام و خاندان علی بالا می رود 4
- اشاره 4
- تربت امام، شفای بیماران 4
- اشاره 4
- آل امیه منفور می گردد 5
- نهضت هایی که از حادثه کربلا الهام گرفت 5
- یک نکته 5
- اشاره 6
- درس عزت نفس 6
- درس های عملی 6
- اشاره 6
- حادثه عاشورا از نظر لیاقت علیخان 7
- نهضت حسین از نظر «مهاتما گاندی» 7
- محمد علی جناح 7
- آثار نهضت امام حسین از نظر «مسیو ماربین» آلمانی 7
- کلام آخر 8
- آثار نهضت حسین از نظر «توماس کارلایل» 8
- نهضت حسین از نظر فردریک جمس 8
- اثر نهضت حسین از نظر گیبون مورخ مشهور 8
لکه ننگ
تهاجم وحشیانه ای که در حادثه کربلا به خاندان وحی و رسالت شد، بی تردید برای حکومت یزید و به طور غیر مستقیم برای خلفا وحاکمان اسلامی لکه ننگی بود که به هیچ وسیله ای شسته نمی شد.این یک سنت طبیعی و اجتماعی است که هر حکومتی هر قدر طرفدار حق و عدالت باشد، در افکار عمومی محبوب می شود و در مقابل، هراندازه دست به ظلم و ستم بزند، در نزد مردم منفور می گردد و در سراشیبی سقوط قرار می گیرد. و از این رو حکومت یزید پس از فاجعه کربلا بیش از پیش منفور شد و مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفت.اگر چه اختناق شدید به مردم فرصت نمی داد که آزادانه اظهار تنفر کنند، ولی این اختناق نمی توانست از خشم و نفرت عمومی بکاهد، بلکه آن را بیشتر می کرد.نه تنها مردم با ایمان از این حادثه دل خراش نگران و پریشان شدند، بلکه جیره خواران و نزدیکان دستگاه حکومت نیز نتوانستند از اظهار تنفر و تأسف خود داری کنند.
اینک چند نکته
1 - پس از شهادت امام حسین (ع) «عبید اللّه بن زیاد» نامه فرمان قتل امام را از عمر بن سعد به شدت مطالبه کرد و ابن سعد از دادن آن به شدّت امتناع نمود، آن گاه به ابن زیاد گفت: من درباره قضیه حسین بن علی به قدری برای تو خیر خواهی کردم و برای جلوگیری از جنگ کوشیدم که اگر این اندازه خیر خواهی برای پدرم «سعد بن ابی وقاص» کرده بودم، حق پدری او را ادا نموده بودم.عثمان بن زیاد برادر عبید اللّه بن زیاد که در مجلس حاضر بود، سخنان عمر بن سعد را تصدیق
کرد و گفت: من دوست می داشتم که همه فرزندان زیاد تا روز قیامت ذلیل و خوار باشند و حسین بن علی کشته نشود.از این قصه می توان به میزان زیاد تأسف و تنفر عمر بن سعد از کشتن امام حسین(ع) پی برد، بلکه نگرانی خود ابن زیاد را نیز می توان فهمید.2 _ مرجانه مادر عبید اللّه بن زیاد حاکم دیکتاتور را درباره کشتن امام حسین (ع) به شدت ملامت کرد و گفت:«یا خبیث قتلت ابن رسول اللّه!واللّه لاتری الجنه ابدا؛ تو ای عنصر نا پاک! فرزند پیغمبر را کشتی، به خدا قسم هرگز بهشت را نخواهی دید».3 - هنگامی که سر امام حسین (ع) را به مسجد دمشق آوردند، یحیی بن حکم برادر مروان حکم از آنان پرسید: چه کردید؟ آنان جریان کشته شدن امام را توضیح دادند؛ او گفت: بین شما و پیغمبر خدا در روز قیامت جدایی افتاد، من دیگر با شما در هیچ کاری شرکت نخواهم کرد.4 - همین یحیی بن حکم، وقتی که سر امام را نزد یزید دید، از روی ناراحتی و تأسف گفت: «آیا باید فرزندان «سمیّه» مادر زیاد _ که زن بدکاره ای بود _ به عدد ریگ های بیابان باشند، ولی فرزندان فاطمه زهرا (س) دختر پیغمبر (ص) باید کشته و نابود گردند.؟!»
آثار ثمربخش
اشاره
اکنون به بعضی از آثار ثمر بخش قیام مردانه حضرت امام حسین (ع) اشاره می کنیم:
مکتب سیار
فعالیت های ثمر بخشی که أئمه اهل بیت: برای عقیم کردن تبلیغات مسموم و زنده نگه داشتن نام پرافتخار امام حسین (ع) کردند، مکتب زنده و آموزنده سرور مجاهدان را با آن تشعشع مخصوص اش به جهانیان معرفی کرد و هرچه زمان بیشتر گذشت، خورشید حقیقت ِ حسینی بیشتر درخشید و شعاع نور بخشی آن وسیع تر گشت، تا آن جا که شخصیت با عظمت سیدا الشهدا _ صلوات اللّه علیه _ شمع جمع شد و شیفتگان انسانیت را دل باخته خود گرداند و محبت آن حضرت تا اعماق روح وجان مردم حقیقت طلب نفوذ کرد.این جاذبه شخصیت با عظمت امام حسین (ع) مکتب آن حضرت را به صورت مکتبی خود کار و سیار وفعال درآورد؛ تا آن جا که می توان گفت:در جهان تشیع، اگر احکام اسلام تبلیغ می شود.اگر اخلاق وعقاید دینی تشریح می گردد و اگر ندای قرآن تا دورترین روستاها و حتی در بین عشایر خانه به دوش طنین می افکند، همه اینها به برکت مجالسی است که به نام سید الشهدا (ع) و زیر لوای آن حضرت تشکیل می گردد و مردم با شور و اشتیاق کم نظیری به این مجالس رو می آورند و حقایق اسلامی را می شنود و از منبع فیض حسینی سیراب می گردند.