- زندگانی امام حسین علیه السلام 1
- حسین و پیامبر 1
- مقدمه 1
- حسین با پدر 2
- امام حسین علیه السلام با برادر 2
- عزت اسلامی در پرتو قیام امام حسین علیه السلام 2
- موجبات عزت 3
- اشاره 3
- عزت و ذلت در آینه آیات و روایات 3
- اشاره 3
- عزت در پرتو آیات و روایات 3
- ذلت در پرتو احادیث 4
- عوامل خوار کننده انسان 4
- ذلیل ترین انسان ها 4
- عوامل پایداری و بقای عزت 4
- عاشورا پیام آور عزت 5
- عاشورا و ذلت حق ستیزان 5
- حسین بن علی مظهر عزت 6
- عاشورا و الگوگیری 6
- راز استمدادها 7
(عج) می باشد.»انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند که کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری، فرمود: «حسن و حسین را» بارها رسول گرامی، حسن (ع) و حسین (ع) را به سینه می فشرد و آنان را می بویید و می بوسید.ابوهریره _ که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است، در عین حال _ اعتراف می کند: رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است.عالی ترین، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی اسلام (ص) خواند که فرمود: «حسین از من و من ازحسینم.»
حسین با پدر
امام حسین (ع) شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد و آن گاه که رسول خدا (ص) چشم از جهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت، مدت سی سال با پدر زیست؛ پدری که جز به انصاف حکم نکرد وجز به طهارت و بندگی نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت. پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند، هم چنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.در تمام این مدت با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد و در چند سالی که حضرت علی (ع) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع) در راه پیشبرد اهداف اسلامی مانند یک سرباز فداکار هم چون برادر بزرگوارش
می کوشید و درجنگ های «جمل»، «صفین» و «نهروان» شرکت داشت. به این ترتیب، از پدرش امیرالمؤمنین (ع) و دین خدا حمایت کرد؛ حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد.در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: «از منبر پدرم فرود آی...»
امام حسین علیه السلام با برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع) _ به فرموده رسول خدا (ص) و وصیت امیرالمؤمنین (ع) _ امامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع) _ فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع) _ منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع) گوش فرا دارند.امام حسین (ع) که دست پرورده وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ، امام حسن (ع) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتی ها را تحمل نماید، امام حسین (ع) شریک رنج های برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است. هرگز اعتراض به برادر نداشت و حتی یک روز که معاویه در حضور امام حسن (ع) و امام حسین (ع) دهان آلوده اش را به بدگویی نسبت به امام حسن (ع) و پدر بزرگوارش امیرمؤمنان (ع) گشود، امام حسین (ع) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش؟را به کنار بگذارد،ولی امام حسن (ع) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع) پذیرا شد و به جایش بازگشت. آن
گاه امام حسن (ع) خود به پاسخ معاویه برآمد و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت.
عزت اسلامی در پرتو قیام امام حسین علیه السلام
وجه تمایز شیعیان جهان در طول تاریخ اسلامی با دیگر مسلمانان، الگوپذیری از امامان معصوم و مقتدا قرار دادن این رهروان راستین شریعت محمدی (صلی الله علیه وآله) و عشق و ایمان حقیقی به این مشعل های فروزان جامعه بشری بوده است. به دلیل اعتقاد به مشروعیت انحصاری امام معصوم و منصوص بودن آن در نزد شیعه تا قبل ازغیبت، تمامی قدرت های حاکم صراحتاًنامشروع تلقی می شوند و از زمان غیبت به بعد نیز سازش و همراهی با حکومت هایی که جامع شرایط نیابت از امام غایب نبوده اند،همواره دشوار بوده است. شیعیان همواره در اقتدا به امامان خویش در سازش ناپذیری باحاکمان جور، شهره بوده اند و عزت و افتخار خود را در قیام علیه باطل جستجو می کرده اند. در بررسی و تبیین بهتر این مسئله توجه به دلایل قیام امام حسین (ع) برای درک بهتر نوع الگوپذیری شیعیان از ایشان در کسب عزت و افتخار اسلامی، ضروری است که در این جا با توجه به حفظ اختصار و عدم اطاله کلام تنها به ذکر دو نمونه اکتفاکنیم:1. انجام تکلیف در سخت ترین شرایط: اساسی ترین عامل برای قیام امام حسین (ع) انجام تکلیف الهی و عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر بوده است.علامه طباطبایی در تفسیر آیه : «فقاتل فی سبیل الله لاتکلف الا نفسک و حرض المؤمنین» می فرماید: منظور از «لا تکلف الا نفسک» این است که هر انسانی مکلف به انجام وظیفه خویش است؛ زیرا خداوند خطاب به پیامبر می فرماید: اگر مردم در امر جهادکندی و سستی کنند وظیفه
شخصی تو به قوت خود باقی است، تو خود به مقاتله بپرداز.البته وظیفه تو نسبت به دیگران ترغیب و تشویق آنان نیز خواهد بود.بر این اساس در جامعه اسلامی اگر هر کس تنها به وظیفه خود عمل کند ودیگران را نیز امر به معروف و نهی از منکر نماید عزت و افتخاری از آن بالاتر درسربلندی آن جامعه متصور نخواهد بود. امام حسین (ع) در نخستین گام های تاریخی خویش در پاسخ مروان بن حکم _ فرستاده یزید برای اخذ بیعت از ایشان _ ضمن تشریح جایگاه خود و یزید فرمودند: «...و مثلی لا یبایع مثله»؛«...فردی هم چون من با فردی مثل یزید بیعت نمی کند...» نکته در این جاست که ایشان این عدم بیعت را متعین دریک شخصیت خارجی خاص ومنحصر به زمانی خاص نمی دانستند، بلکه به اعتقاد ایشان هر کس پیرو راستین ایشان باشد با فرد فاسقی هم چون یزید سازش نخواهد کرد.بر این اساس در هر زمانی تکلیف شیعیان در برابر یزیدیان زمان روشن خواهد بود.امام در حین خروج از مدینه در وصیت نامه ای که به برادر گرامی شان محمد بن حنفیه نوشتند، پس از اقرار به وحدانیت الهی فرمودند: «... انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر؛... همانا خروج من برای طلب اصلاح در امت جدم و انجام امر به معروف و نهی از منکر بوده است.» در این عبارت به خوبی فلسفه قیام ایشان و درسی که شیعیان باید از آن بگیرند مشهود است.2. پاسداری از اسلام و امامت در کربلا: نکته دوم در انگیزه قیام امام حسین (ع) _ که می تواند بهترین درس برای شیعیان ایشان