عظمت حسینی صفحه 11

صفحه 11

آل امیه و ابی سفیان بسی شباهت داشت و بین این دو هجرت شصت سال طول کشید. [ صفحه 73] همچنانکه مجد و شوکت آل امیه و ابوسفیان در فتح مکه بدست محمد بن عبدالله پیغمبر هاشمی (ص) انقراض یافت دولت مجدد بنی امیه نیز در حدود شصت سال بعد از قتل حسین (ع) بضمیمه ی تمام حشمت و جلال آل امیه بدست علی بن عبدالله قائد هاشمی (مؤسس سلسله ی عباسی) نابود گردید.آنانکه صاحب همت و ثبات اند و بمجاری حرکات و تغییرات عالم آگاهند هر چند که کوشش آنها سودی نبخشد و در کشاکش دوران دچار زیان شوند در عزیمت خویش دلسرد نشوند و کوششی را بکوشش دیگر پیوسته و از سعی و عمل خسته نگردند. زیرا روزگار هماره در ترکتاز و تاریخ را بسی نشیب و فراز است. زمانه را بسی کارها و نفوس بشری را هر دمی اقبالها و ادبارها است. پس آنکس که با تفکر شایسته نهضت کند و با تدبیر نیکو قیام نماید بناچار باید برای نشر عقیدت و بسط دعوت خویش ثبات عزم و رسوخ قدم را رها نکند و بادهای مخالف او را از جا نکند و زلزله ی مهالک او را نلغزاند یعنی در راه پیشرفت مقصود خویش تغییرات اوضاع و تبدیلات احوال مجال او را نگیرد و دوام حالات را بیک منوال محال پندارد حتی اگر محیط خود را فاسد و تباه و ناشایسته برای اصلاح بشناسد از جائی بجائی تبدیل مکان کرده و از همسایه ای به همسایه ی دیگر دلخوش نماید. چنانکه همواره سنت سنیه ی پیمبران خدا و سیرت مرضیه ی خیرخواهان بشر همین بوده و چون بمقصود نائل و باصلاح فائز

می شدند با هیئت صالحی و نیروی مسلحی بمرکز خود عود می نمودند (و العود احمد) مانند محمد که از مکه [ صفحه 74] و دوباره به مکه و مانند موسی که از مصر و دوباره بمصر برگشت فرمودند و تنها حسین تاریخی از برانگیخته گان اصلاح نبود و چون از وطنش هجرت گزید بر مسلک خود ترسان یا از نهضت خویش نگران شده باشد.بهرحال و هر نحو بوده اموری که حسین (ع) را خائفا یترقب نگران و ترسان وادار بترک مدینه نمود شنیدید و اینک آثاری که بر این هجرت مترتب و انعکاس ستوده ای که در عالم اسلامی نمود باید شنود.سابقا گفتیم که مخابرات بین مدینه و سایر شهرستان ها تحت مراقبت معاندین و از جهت نبودن وسایل و وسائط باب نشر اطلاع و اخبار مسدود بود تا ورود امام به ام القری و خانه ی خدا مردم را از قضایا خبری نبود - سپس قضیه صورت مهمی بخود گرفته این خبر از حول و حوش مکه بتوسط کاروانها و کاردانها نقل بزبانها و نقل مجالس گردید و با اهمیت هر چه تمامتر در تمام اطراف پراکنده شده و صحبت هر دو تنی با یکدیگر چنین بود:س - چه خبر داری؟ج - حسین از مدینه ی جدش هجرت کرد.س - چرا؟ج - زیرا یزید در مقام آن بود که جدا از او بیعت بگیرد.س -خوب، اما حسین چه کار خوبی کرد. حقا اگر بیزید ستمکار بیعت کند باید فاتحه ی اسلام را خوانده و باسلام سلام وداع گفت. حالا می پنداری چه خواهد شد؟ [ صفحه 75] ج - هیچ چیز جز اینکه مسلمانان دور او گرد آیند و مانند پدرش علی

(ع) به او گرویده و خلیفه اش گردانند و او به نیروی دانش خویش دستورهای دین جد خود را زنده و بغیرت هاشمی خود از مصالح مسلمین حمایت کند و بقوت ایمان علوی خویشتن احکام قرآنی که در خاندان او فرود آمده نفوذ دهد.از اینگونه و مانند آنها بدوا در بیشتر مجامع آنروز حجاز و بعدا در سایر اقطار اسلامی سخن میرفت و حسین علیه السلام باین اشاعات و انتشارات کامیاب نمی شد مگر باینکه بحالت ستمدیدگی و مظلومیت و مقاومت با ستمکاران از مدینه بخارج آن روان شود.

حسین و پسر زبیر

حرکت حسین عزیمت پسر زبیر را نیز استوار کرده و او هم مخالفت خود را با یزید آشکار و از بیعت آن بدکار تن زد و ام القری (مکه) را برای مقر برگزید و تعقیب رویه و مسلک حسین (ع) را پیشنهاد خاطر ساخت. جز اینکه دعوات زبیر بطرف خود بود و حال آنکه حسین (ع) تصریحی بر خواندن مردم بطرف شخص خود نمی نمود و فقط ترک بیعت یزید را ظاهر و بفارغ ماندن از شر بنی امیه راضی بود و با اینکه آزادش گذارند تا بیکی از سرحدات رفته و زندگی کند قناعت داشت - شریعت اسلام نیز بهمین حکم میکند که چون بر مسلمانی کار تنگ شود و اظهار دین خود را در شهر خویش نتواند از آنجا هجرت کرده و بمأمنی پناه برد که در آنجا مضطر و مجبور به تقیه نباشد و سبط رسول خدا (ص) البته [ صفحه 76] باین مراقبت و التزام شریعت اولی و سزاوارتر بود و چون مردم بخلوص و اخلاص حسین (ع) در امر دعوتش آگاه و بدرخشندگی مقام فضیلت

و برازندگی مکان شرافت و زیبندگی نژاد با کرامت او پی میبردند روز بروز دامنه ی شیعیان او توسعه می یافت لکن دسته ی تابعین پسر زبیر هر چند که کم نبودند در بیزار کردن مردم از بنی امیه بامر حسین (ع) کمک کرد.پسر زبیر و پدرش را در ابتدای خلافت علی (ع) با وجود نزدیکی و خویشاوندی که بین آنها بود سابقه ی خوشی نبود چنانکه علی (ع) درباره ی آنها فرمود: (ما زال الزیبر مناحتی نشأ ابنه عبدالله - یعنی تا عبدالله پسر زبیر نشو و نما نیافته بود همواره زبیر از ما بود) ولی با همه ی اینها غایت و مقصود مشترکی (ترس یا ضعف) که در برابر دشمن قوی بین آن دو فراهم آمده بود آنها را بتازه کردن پیمان دوستی و فراموشی کینه های دیرینه وادار کرده و در هر ظهر و شبی بملاقات یکدیگر نایل می شدند و این حصول یگانگی بین پسر زبیر و حسین اثر نیکی بخشیده و در نفوس دشمنان غیر آنها ایجاد ترس و رعبی نمود و سبب شد که از حرمین (خدا و رسول) قاصدهائی بسمت یزید روانه و بصورت مهم و کیفیت مهیبی واقعه را بر او جلوه گر سازند - این کیفیت یزید را هشیار کرده و سبب شد که خود را مستعد دفاع نموده و در مقام برآید که بهر زور و تزویری که تواند دفع آنها را واجب شمارد.لذا عمرو بن سعید را والی مدینه و امیر حاج قرار داد او هم پس از گرفتن تعلیمات لازمه و امیدواری به تأییدات آتیه حرکت کرده و در شب ترویه (8 ذی الحجه) به مکه ورود نمود. [ صفحه 77]

وضعیت امام در مکه

حسین علیه السلام از کید کسانیکه بعنف قصد مبایعت او را با مرد ستمکار و فاجری داشتند بخانه ی خدا پناه برد. اعتصاب و اعتصام او بتقالید مقدسه ی مسلمین آنان را خوش آمد و اشخاصی که بحج میآمدند در پیرامون او گرد آمده و مردم دیگر را بسمت او می خواندند و دور او پروانه وار میگشتند - این یک از او دانش و حدیث میآموخت - و آن یک حکمتهای سودمند و کلمات ارجمند می اندوخت تا بانوار معرفت و دانش در ظلمات زندگی آنها را رهبری کند و در پرتو فروغ اشعه ی حکمت و بینش آنان را بسر منزل سعادت هدایت فرماید. این مرد بزرگ در میان آن جامعه مانند آئینه ی تمام نمای بزرگواری و شهامت و مجسمه ی دانشمندی و سلامت نمایان و برجسته بود - در اقطار اسلامی اخبار و آثار او پیچید رساله ها و نامه ها و پیکها و پیامها از هر سو متضمن وعده ها و امیدواریها پی در پی به او میرسید بویژه از کوفه ی عراق (پای تخت و مرکز خلافت پدرش) که چون خبر هلاک معاویه و جانشین شدن یزید بگوش وجوه شیعیان و موالیان علی (ع) رسید و از حال حسین و پسر زبیر و امتناعشان از بیعت یزید و خروج هر دوی آنها و ورودشان به مکه آگهی یافتند شیعیان کوفه در منزل سلیمان بن صرد خزاعی گرد هم آمده و سلیمان آنها را مخاطب ساخته بدوا خبر هلاک معاویه را اظهار و پس از درود و سپاس خداوندی گفت: معاویه مرد و حسین [ صفحه 78] مخالفت خود را با بنی امیه اعلان و بسوی مکه خروج نموده و شما شیعه ی او و پدرش

میباشید اگر خود را یاوران او و مجاهدان با دشمن او میدانید به او بنویسید و اگر جنبه ی جهاد در خود نمی بینید و از توهین بخویش و تسامح در کار بیم دارید عبث آنمرد را فریب ندهید و بی جهت او را بسوی خود مخوانید همگی در جواب گفتند خیر بلکه با دشمنش پیکار میکنیم و جانهای خویشتن را در راه حمایت و اطاعت او فدا میسازیم - این شد و آن جماعت از اواخر ماه شعبان شروع بنامه نگاری برای حسین نمودند و کمتر نامه ای بامضای یک یا دو نفر فرستاده شد بلکه رقعه های زیادی هر یک بنام بیش از ده و بیست نفر از مردان و رؤسای مشایخ بجانب او گسیل گشت و در تمامت آنها بامامتش اعتراف و با الفاظ رنگین (ولی با معانی دروغین) و ظواهر زیبنده (ولی به باطن فریبنده) حرکت او را بسمت کوفه خواستار و پیش آمد او را برای پیشوائی خویش طلبکار شده بودند و بنا بر مشهور در این ایام کم بیش از دوازده هزار نامه از آنها بحسین (ع) واصل گردید.از وصول این نامه ها و مشاهده ی این در خواستها بین یاران و نزدیکان حسین (ع) اختلاف رأی افتاد پاره ای به او گفتند در مکه اقامت گزیده و کارکنان و دعات خود را بسایر نقاط روانه دارد برخی رای زدند بسوی یمن که جایگاه اخلاص و ایمان و مکمن دانش و بینش است عزیمت فرماید چه در دلهای مردمان یمن از زمانیکه پیغمبر (ص) علی علیه السلام را بر آنجا والی فرموده بود دوستی صادقانه ای نسبت به علی و اولادش باقی بود (هر چند اگر [ صفحه 79] آنحضرت

به یمن توجه میفرمود خط رجعتش منقطع و ارتباطش با دیگر نقاط نیز منفصل میگردید) بعضی دیگر از اصحاب رفتن بکوفه را که پایتخت پدرش و موطن دوستان و یاران او و کان شجاعت و فراست و مکان زر و زور بود (و این هر دو تنها کارگشا و قوام حکومتی به آنهاست) ترجیح داده و به آن بزرگوار پیشنهاد نمودند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه