پیام های عاشورا صفحه 173

صفحه 173

هر عذر و بهانه ای را که عمرسعد آورد، امام جوابش را گفت و او ساکت ماند، ولی نتوانست از مطامع دنیوی دست بکشد. امام مأیوس، از هدایتش بازگشت، ولی با او اتمام حجّت کرد.»(1)

روز عاشورا نیز امام حسین علیه السلام سوار بر مرکب خویش تا نزدیکی سپاه دشمن پیش رفت و با رساترین صدا خطاب به آنان، به گونه ای که می شنیدند، فرمود: ای مردم! سخنم را بشنوید و در کشتنم شتاب نکنید تا موعظه ای شایسته کنم و عذر خودم را از آمدن بازگویم... سپس، بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:

به نسب و تبار من بنگرید، آنگاه به وجدان خویش بازگردید و خود را سرزنش کنید، ببینید آیا کشتن من و هتک حرمتم برای شما روا است؟ آیا من پسر دختر پیامبرتان نیستم؟ آیا من پسر وصیّ و عموزادۀ پیامبر نیستم؟ آیا حمزۀ سید الشهدا و جعفر طیّار عموی من نیستند؟ آیا این سخن پیامبر به گوشتان نرسیده که فرمود: این دو (حسن و حسین) سرور جوانان بهشت اند؟... آنچه می گویم حق است و تا کنون دروغی نگفتم. و اگر می پندارید دروغ می گویم، از جابر بن عبداله انصاری، ابوسعید خدری، سهل ساعدی، زید بن ارقم، انس بن مالک بپرسید که می گویند این سخن را از پیامبر دربارۀ من و برادرم شنیده اند. آیا این کافی نیست که دست به کشتنم نیالایید؟....

پس از سخنی که شمر گفت و حبیب بن مظاهر پاسخش داد، امام افزود:


1- (1) - اعیان الشیعه، ج 1، ص 599.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه