پیام های عاشورا صفحه 177

صفحه 177

امام در معرفی خود، بیش از آن که به خود و اوصاف خود بپردازد، به معرّفی پدر شهیدش و به جنایت هایی که در مورد عترت پیامبر شده است اشاره کرد و این افشاگری بر ضدّ ابن زیاد و حکومت یزید بود.

در خطابۀ پر شور و افشاگرانه و بیدارگر خویش در کاخ یزید و در حضور آن همه جمعیّت و دولتمردان سلطۀ یزید و مهمانانش، پردۀ کتمان را کنار زد و در آن سخنرانی (انا ابن مکّه و منا، انا ابن زمزم و الصفا...)(1)اوصاف و فضایل پدرش، جدّش علی بن ابی طالب، جدّش رسول خدا، و همۀ خدمات و فضیلت های دودمان خود را برشمرد، تا آنجا که صدای ضجّه و گریۀ همه بلند شد و یزید برای جلوگیری از رسوایی بیشتر و بیم بروز فتنه وآشوبی که در اثر نطق امام، ممکن بود پیش آید، به مؤذّن گفت اذان بگوید تا شاید فضای جلسه عوض شود. امام سجّاد، از جمله های اذان هم در معرّفی خود و رسوا ساختن یزید استفاده کرد.(2)

این وضعیّت را یزید نیز پیش بینی می کرد. وقتی امام سجاد علیه السلام درخواست کرد که بر فراز منبر رود و او مخالفت کرد، اطرافیان گفتند که این جوان بیمار و اسیر در حضور امیر، نمی تواند سخن بگوید، بگذار حرف بزند. ولی یزید بازهم مخالف بود و می گفت: اگر او به منبر رود، جز با رسوا ساختن من و آلِ ابوسفیان پایین نخواهد آمد!(3)

امام سجاد علیه السلام در طول سفرِ اسارت، یک کلمه هم با کسی از مأموران همراه سخن نگفت، چون خباثت آنان را می شناخت؛ ولی هرجا برای


1- (1) - حیاه الامام زین العابدین علیه السلام،، ص 175.
2- (2) - مقتل الحسین، خوارزمی، ج 2، ص 242.
3- (3) - حیاه الامام زین العابدین علیه السلام، ص 175.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه