کشورها است، مثل عدم تعرض به کودکان و زنان و غیرنظامیان، یا پایبندی به قراردادهای صلح و آتش بس، یا عدم استفاده از سلاح های کشتار جمعی و میکروبی و شیمیایی، یا مصونیّت جان اسیران و....
در فرهنگ دینی، برای این مسأله، ضوابط متعالی تری دیده می شود و «انسان» از کرامت و حرمت خاصّی برخوردار است.
در حادثۀ کربلا، از سوی جبهۀ امام حسین علیه السلام به طور کامل پایبندی و مراعات اصول انسانی دیده می شود، اما که سپاه کوفه و فرماندهی دشمن، همۀ اصول انسانی را در جنگ، زیر پا می گذارند. مثلاً: حملۀ عمومی به یک نفر، تعرّض مسلّحانه به زنان و کودکان، اسیر گرفتن زن مسلمان، غارت خیمه ها، بستن آب به روی اصحاب امام حسین علیه السلام، بریدنِ سرهای کشتگان و مثله کردن و... همه از جلوه های رفتار غیر انسانی و نقض مقرّرات جنگی بود که از سوی دشمن انجام گرفت.
امّا امام حسین علیه السلام در طول حرکت خویش، به اصول انسانی و اخلاقی کاملاً پایبند بود.
هنگام حرکت به سوی کوفه، وقتی اموال کاروانی وابسته به یزید را مصادره کردند، حضرت به افراد آن کاروان فرمود: هر کس می خواهد همراه ما به عراق بیاید، کرایه اش را می پردازیم و هم صحبتی و همسفری خوبی با او خواهیم داشت و هر کس هم بخواهد جدا شود، منعی نیست، می تواند برود.(1)
در مسیر راه، بارها وضعیّت و سرنوشت کاروان خود را به همراهان گفت، تا بدانند کجا می روند و از چه سرنوشتی استقبال می کنند. وقتی در میان راه، به سپاه تشنه و از راه رسیدۀ حرّ بن یزید برخورد، همۀ آنان را
1- (1) - وقعه الّطّف، ص 157.