بازخوانی روز واقعه - تبیین‌شناسی تحلیل‌های عاشورا صفحه 3

صفحه 3

بررسي تبيين قانونمند

تبيين قانونمندي پديده‌هاي تاريخي، فرع بر تعميمي [11] بودن دانش تاريخ است، نه تفريدي [12] بودن آن. مؤلّف در تبيين پديده‌ي تاريخي عاشورا، مثل دعوت كوفيان، واكنش شام در قبال آن، مقدّمات قيام امام حسين(ع)، طرح بيعت يزيد و سكوت شهرهاي بزرگ آن روز، به علّت‌هاي موردي و منفرد همان مقطع تاريخي استناد مي‌كند و اين بيانگر تفريدي بودن بينش ايشان در قبال دانش تاريخ است كه تبيين پديده‌ي تاريخي عاشورا را از قانونمند بودن خارج مي‌سازد.بنابراين، نمونه‌هايي از تبيين قانونمند در اثر مذكور مشاهده نمي‌شود و اين ناشي از مبناي مؤلّف است.نياز به ذكر است در تمامي متون انتخاب شده‌ي ذيل به علّت ذكر علل و عوامل اختصاصي و انفرادي براي تحليل پديده‌ي عاشورا و عدم اتخاذ مبناي تعميمي بودن دانش تاريخ، فاقد تبيين‌هاي قانونمند مي‌باشند؛ لذا از بررسي تبيين قانونمند در آن متون خودداري مي‌شود.مصداقي از تبيين روايي: از نمونه‌هاي تبيين روايي مي‌توان به تشريح جريان فرمان‌دهي عمرسعد از سوي ابن‌زياد، سخت‌گيري در حادثه‌ي عاشورا و اجراي بي‌رحمانه‌ي آن اشاره كرد. قواعد و اسلوب تبيين روايي در نمونه‌ي مذكور مشاهده مي‌گردد و مؤلّف در تبيين واقعه‌ي مذكور با گزينش مناسب از حوادث قبلي و استناد به آن مصداقي از تبيين روايي را آورده است. (ص 163 ـ 170)محصول و توليد تبيين‌هاي تاريخي مؤلّف با توجه به عنصر هدف، «نظريه‌ي دفاع» و احيانا «نظريه‌ي اصلاح» است. ايشان در تحليل حادثه‌ي كربلا و ايجاد آن، هدف امام حسين(ع) را مبتني بر نظريه‌ي دفاع مي‌داند. هر چند نظريه‌هاي دفاع و اصلاح را به نوعي جمع كرده است و جمع نظريه‌هاي مطرح درباب هدف امام حسين(ع) ممتنع نيست. براساس نظريه‌ي دفاع، امام حسين(ع) در همه‌حال، چه در مدينه، چه در مكّه و چه در متن حادثه‌ي عاشورا، موضع دفاعي داشت. اقدامات قهرآميز و خصمانه‌ي بني‌اميه براي تأييد خلافت خود از طرف امام(ع) و مشروعيت دادن به مباني آن آنها را واداشت تا در مقابل امام حسين(ع) موضع هجومي اتخاذ كنند؛ بنابراين پايه و اساس نظريه‌ي دفاع مبتني بر اثبات هجوم بني‌اميه است تا امام در قبال هجوم آنها موضع دفاعي بگيرد. روند حركتي مؤلّف در تحليل حادثه‌ي كربلا و تبيين عقلاني آن بيانگر اتخاذ نظريه‌ي دفاع است، اما در كنار التزام به نظريه‌ي دفاع، از نظريه‌ي اصلاح هم پيروي مي‌كند و امتناع امام حسين(ع) از بيعت و حتي حركت به سوي كوفه را نوعي اقدام اصلاحي، و فعاليت امام حسين(ع) در راستاي حركت خويش را، فعالّيتي براي تصحيح تفكر سياسي و هنجار بخشيدن به رفتار سياسي امّت مي‌داند.البته علّت اين كه نظريه‌ي اصلاح را هم در متن تحليل پديده‌ي تاريخي با توجه به عنصر هدف تبيين كرده، اين است كه اقدام انقلابي و تشكيل حكومت را براي امام حسين(ع)، با توجه به موانع متعدد و فقدان امكان عملي آن، ميسّر نمي‌داند. به عبارتي نظريه‌ي اصلاح با «نظريه‌ي انقلاب» قابل جمع نيست؛ زيرا در صورت امكان نظريه‌ي انقلاب نيازي به نظريه‌ي اصلاح نيست؛ امّا شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه در زمان بروز حادثه‌ي كربلا، شرايط و امكان براندازي بني‌اميه، آن هم به صورت انقلابي فوري، محقق نبود؛ و از اين رو امام حسين(ع) به سمت حركت اصلاحي قدم برداشت تا به تدريج ساختار سياسي جامعه‌ي آن روز به تحوّل تفكر سياسي و تغيير ساختار حاكميت منتهي شود.

كتاب انقلاب عاشورا

اشاره

انقلاب عاشورا، تأليف دكتر سيد عطاءالله مهاجراني يكي از متون پژوهشي و تخصصّي در حوزه‌ي مطالعاتي تاريخ‌نگاري عاشوراست. شاخص عمده‌ي اثر مذكور را مي‌توان برداشت‌ها و دقت‌هاي عقلاني تاريخي دانست. نكات محوري ايشان در سبك و متد نگارش تاريخ عاشورا عبارت‌اند از:1. از نظر روش تاريخ‌نگاري از روش روايي صرف و مرز توصيف و نقل تاريخي فراتر رفته و تبيين‌هاي تاريخي خصوصا از نوع عقلاني ارائه داده است. در ريشه‌يابيِ حادثه‌ي كربلا، دگرگوني باورها و ارزش‌هاي جامعه‌ي آن روز، تحليل انتقادي سلطنت معاويه، اهداف معاويه از ولايت‌عهدي يزيد و اهداف امام حسين(ع) از قيام بر نقل و توصيف روايت‌هاي تاريخي تكيه ندارد و با تجزيه و تحليل به تشريح اين پديده‌ي تاريخي مي‌پردازد.2. از روش تركيبي (مقايسه، تركيب و ايجاد سازگاري ميان روايات مختلف و متعارض) بهره‌اي نمي‌برد، بلكه مبناي ايشان ملاحظه‌ي دقت‌هاي عقلاني و قرينه‌هاي عقلانيِ تاريخيِ مربوط به پديده‌ي عاشورا است؛ به عنوان مثال، در تحليل و تشريح حوادثي مثل هدف معاويه از سبّ علي(ع)، جزئيات حادثه‌ي عاشورا، و رفتار دوگانه‌ي كوفيان، در قبال روايت‌هاي متعارض بر عقل و كاربرد آن تكيه دارد.3. مصاديق متعددي از تبيين عقلاني تاريخي در تحليل‌هاي ايشان مشاهده مي‌شود؛ از جمله: تحليل ريشه‌هاي تاريخي عاشورا، اهداف معاويه از رواج دوباره‌ي فرهنگ و ارزش‌هاي جاهلي، چگونگي زمينه‌سازي ولايت‌عهدي يزيد كه از شاخص‌هاي تبيين عقلاني وي در اين پديده هستند.4. مدل فراگير [13] و شاخصه‌هاي تبيين قانونمند تاريخي در تحليل و تعليل پديده‌ي تاريخي عاشورا، در اثر مذكور ديده نمي‌شود. 5. شاخصه‌هاي تبيين روايي كه عبارت‌اند از انتخاب گزينشي حوادث تاريخي عاشورا، و توضيح و تبيين حوادث با نقل حوادث پيشين، تا حدودي از محتواي فنّيِ قابل استخراج مي‌گردد؛ البته چنان‌كه قبلاً ذكر شد، در مواردي تبيين تاريخي روايي و عقلاني قابل جمع‌اند؛ و مؤلّف نيز در مواردي تبيين‌هاي روايي تاريخي را از زاويه‌ي عقلاني انجام داده و به نحوي اين دو را با هم جمع كرده است.

شواهدي از تبيين‌هاي عقلاني


1. نويسنده در تحليلِ شكل‌گيري و تكوين پديده‌ي تاريخي عاشورا به ريشه‌هاي اين پديده، به عنوان پيش شرط اين تحليل مي‌پردازد. امام حسين(ع) را به عنوان نماد و نشانه‌ي روشن حقيقت اسلام و يزيد را به عنوان نشانه و نماد اسلام موجود بررسي مي‌كند و به دو جريان فكري و سياسي و دو نوع تعبير از اسلام، كه عاشورا نقطه‌ي تقابل آن بود، نظر دارد. وي اركان تبيين عقلاني تاريخي در موارد مذكور را رعايت مي‌كند و با التزام به شاخص‌هاي تبيين عقلاني به برداشت‌هاي عقلاني مي‌پردازد. توجه به كنش‌ها و واكنش‌هاي امام حسين(ع) و يزيد و معيارها، اهداف و اعمال آنها در رخ‌دادهاي عاشورا، دليل بر تبيين عقلاني مؤلّف است. (ص 19 ـ 21)2. يكي ديگر از مصاديق تبيين‌هاي عقلاني تاريخي، بررسي دگرگوني ارزش‌ها و باورهاست كه يكي از زمينه‌هاي شكل‌گيري عاشوراست. بيان انگيزه و رسالت پيامبر(ص) در از بين بردن نظام و ارزش‌هاي جاهلي و قبيله‌اي و بيان انگيزه‌ي معاويه در تلاش براي بازگرداندن نظام و ساختار قبيله‌اي، كه از درون و برون متلاشي شده بود، با انگيزه ي نهادينه كردن سازمان سياسي خويش بر بنيان آنها، شاخصه‌هاي تبيين عقلاني در تحليل‌هاي مؤلّف در زمينه‌ي موضوع مذكور است.3. در تحليل ريشه‌هاي حادثه‌ي كربلا به بررسي و پژوهش كارگرداني معاويه و مروان بن حكم در قتل عثمان توجه دارد. آنان عثمان را در موقعيت كاملاً شكننده‌اي قرار دادند، در ياري رساندن به عثمان كوتاهي و در خون‌خواهي‌اش شتاب كردند و از قتل عثمان به عنوان مهم‌ترين ابزار تحكيم سلطنت و كياست و گسترش حوزه‌ي حكومتي خويش استفاده كردند.در اين تحليل تبيين انگيزه و نيّات معاويه در قتل عثمان و عملكرد و اعمال وي در اين زمينه‌ي تاريخي، شاخص‌ها و اضلاعِ يك برداشت عقلاني تاريخي را تشكيل مي‌دهد.4. تشريح و تحليل جريان سلطنت معاويه و رابطه‌ي آن با سبّ علي(ع) يكي از شواهد تبيين تاريخي عقلاني است. انگيزه‌ي معاويه از سبّ علي(ع)، از ميان برداشتنِ يك ميزان بود؛ زيرا حضرت علي(ع) از جهت سيره و حكومت يك ميزان بود. معاويه مي‌خواست با سبّ علي(ع) طاقت ياران علي(ع) را سلب و در درون آنها زخمي ايجاد نمايد. وي دشنام گويي به علي(ع) را به عنوان يك برنامه‌ي حكومتي در دستور كارش قرار داد و آن را تبديل به يك فرهنگ و هنجار اجتماعي و از بارزترين سلاح‌هاي تبليغاتي سياسي خويش كرد.مؤلّف در تبيين و تحليل پديده‌ي تاريخي فوق، از ديد عقلاني به انگيزه‌ها، اهداف، كنش‌ها و تمايلات و گرايش‌هاي ساده و عمومي و ويژه‌ي معاويه پرداخت كه از شاخص‌هاي تبيين عقلاني تاريخي است. (ص 87 ـ 88)5. انگيزه‌ي امام حسين(ع) از حركت تاريخي‌اش، چه از لحاظ ويژگي اثباتي و چه سلبي، يكي ديگر از مصاديق تبيين عقلاني تاريخي ايشان است. انگيزه و هدف امام از حركت انقلابي‌اش اصلاح امت رسول الله(ص)، عدم سرمستي و سركشي و مفسده‌جويي، خود را در مسير حق قرار دادن، اصلاح امت به عنوان شعار و پرچم حركت ايشان، احياي معروف و نهي از منكر و برگرداندن هر دو به موضع اصلي‌اش در جامعه، و در نتيجه، احياي دين و براندازي مباني حكومت يزيد بود. تحليل حركت تاريخي امام از زاويه و نگاه انگيزه‌اي، كنش‌هاي امام در برابر يزيد، گرايش‌هاي عمومي امام حسين(ع) در برخورد با حكومت فاسد بني‌اميه و توجه به معيارهاي حركت امام با توجه به علل و دلايل عقلاني آنها از شاخصه‌هاي تبيين عقلاني تاريخي است. (ص 176 ـ 177)مصداقي از تبيين روايي: تبيين و تحليل ماهيت و مباني ساختار سلطنت معاويه يكي از مصاديق تبيين‌هاي روايي مؤلّف است. وي در تشريح ماهيت و مباني ساختار سلطنت معاويه، كه آن را يكي از عوامل شكل‌گيري پديده‌ي عاشورا مي‌داند، از مؤلّفه‌هاي تبيين روايي كمك گرفته است. البته مؤلّف در تبيين واقعه‌ي مذكور از هر دو تبيين عقلاني و روايي در عرض هم بهره برده است. (فصل چهارم)نتيجه و محصول تبيين‌هاي تاريخي مؤلّف، با توجه به عنصر هدف و آرمان در اين حركت تاريخي، مبتني بر «نظريه انقلاب» است. البته نظريه‌ي انقلاب ايشان با نظريه‌ي مرسوم انقلاب تا حدودي تفاوت دارد. در نظريه‌ي انقلاب، گاه انقلاب در سازمانِ حكومت رخ مي‌دهد و هدف آن تغيير شكل موجود حكومت است، گاهي انقلاب به سازمان حكومت صدمه‌اي وارد نمي‌كند، بلكه با حفظ شكل حكومت خواستار تغيير مهره‌هاي قدرت است؛ و گاهي انقلابْ ماهيت حكومت را از لحاظ شدت و ضعف قدرت تحت تأثير قرار مي‌دهد و به تعبير هانتينگتون [14] انقلاب يك تحوّل داخلي سريع، بنيادين و خشونت‌آميز در زمينه‌ي ارزش‌هاي مسلّط و اسطوره‌ي يك جامعه است. نظريه‌ي انقلاب در حادثه‌ي تاريخي عاشورا به اين معناست كه حركت امام حسين(ع)، اين توان و امكان را بايد پيدا مي‌كرد كه با ايجاد پايگاه وسيع مردمي، نظام حاكم اموي را ساقط و نظامي تازه برپا نمايد. طبق اين نظريه امام در حركت تاريخي خود به براندازيِ خلافت اموي نظر و تأكيد دارد و هدف اصلي امام در اين حركت تاريخي همين است. لازمه‌ي نظريه‌ي انقلاب مبتني بر اين است كه براندازي حكومت اموي و امكان براندازي آن با توجه به مدارك و شواهد تاريخي به اثبات رسيده باشد، در غير اين صورت، طرح نظريه‌ي انقلاب در حركت امام مفهومي نخواهد داشت؛ امّا شواهد تاريخي خلاف نظريه‌ي انقلاب است؛ زيرا نه توده‌هاي مردم جذب شدند و نه اين حركت اين امكان و توان را يافت كه به براندازي حكومت اموي منجر شود و نه پايه‌هاي حكومت اموي آن اندازه سست بود كه با يك انقلاب سريع داخلي فرو ريزد؛ با اين حال، اتخاذ نظريه‌ي انقلاب با توجه به عنصر هدف و آرمان در حركت امام از ديدگاه مؤلّف تنها از جهت يك تحوّل داخليِ سريع و برانداز نبود، بلكه به اعتقاد مؤلّف، عاشورا از اين لحاظ انقلابي است كه در حقيقت، چهره‌ي اسلام و جامعه‌ي اسلامي و ساختار حكومت بني‌اميه را دچار تغيير و تحوّل كرد، امّا نه دفعي و سريع، بلكه تدريجي و با ايجاد دگرگوني در عمق ريشه‌ها. تغيير مباني ارزش‌هاي جامعه‌ي آن روز زمينه‌ي اصلي انقلاب عاشورا بود كه با تغيير انديشه و آرمان به ساختار بني‌اميه نيز تسرّي يافت. عاشورا در حالات روحي انسان‌ها تغييري به وجود آورد كه هيچ حادثه‌ي تاريخي ديگري به وجود نياورد و عاشورا سيطره‌ي بني‌اميه را از درون فروپاشيد؛ لذا اتخاذ نظريه‌ي انقلاب از جانب مؤلّف، با توجه به تصريح ايشان، اگر چه واقعه‌ي عاشورا در شكل ظاهري، مختصات يك انقلاب را ندارد، امّا ماهيّت و غايت عاشورا يك انقلاب حقيقي است.

كتاب‌هاي تأملي در نهضت عاشورا و حيات فكري و سياسي امامان شيعه

اشاره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه