مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 14
- اهمیت عاشورا پژوهی 1
- مقدمه 1
- هدف پژوهش 1
- مقتل شیخ صدوق 2
- شاخصه های مقتل شیخ صدوق 2
- پیشینه ی مقتل نگاری 2
- قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا 3
- روایت رؤیای ام ایمن 3
- امام حسین در عصر پیامبر 3
- شیوه ی پژوهش 3
- داستان دردائیل 4
- مولود پاکیزه 4
- قصه ی فطرس 4
- مراسم نام گذاری امام حسین 5
- تکبیر تکلم 6
- حکایتی از کودکی امام حسین 7
- روزه گرفتن و ایثار در کودکی 7
- امام حسین خود را معرفی می کند 8
- مصباح هدایت و سفینه ی نجات 9
- امام حسن و حسین از زبان رسول خدا 10
- اخبار آسمانی و پیش گویی از شهادت امام حسین علیه السلام 10
- پیش گویی هایی پیامبر 10
- پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل 12
- پیش گویی های امام علی از شهادت امام حسین 13
- شهادت امام حسین از زبان امام حسن 14
- در حدیث دیگران 14
- حدیث صحیفه ی آسمانی 15
- امتناع از بیعت 15
- در مسیر شهادت 15
- خروج از مدینه 16
- می رود منزل به منزل، با شتاب 16
- امام حسین با یارانش سخن می گوید 17
- در منزل قطقطانه 17
- رویایی با حر بن یزید ریاحی 17
- ورود به کربلا 18
- در منزل قصر بنی مقاتل 18
- شب عاشورا 18
- سخنی از بریر بن خضیر همدانی 19
- در صبح عاشورا 19
- امام حسین اتمام حجت می کند 20
- شهادت زهیر بن قین 20
- توبه ی حر بن یزید ریاحی 20
- شهادت عبدالله بن ابی عروه ی غفاری 21
- شهادت مالک بن أنس کاهلی 21
- شهادت ابوالشعثاء الکندی 21
- شهادت بریر بن خضیر همدانی 21
- شهادت حبیب بن مظاهر 21
- شهادت نافع بن هلال 22
- شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن 22
- شهادت عبدالله بن عمیر 22
- شهادت عبدالله بن مسلم 22
- شرح مرگ و اشقیاق 23
- شهادت امام حسین علیه السلام 23
- عباس، مرد وفا و ایثار 23
- وصف الحال شهیدان 23
- شمار زخم ها 24
- انگشتر امام حسین 24
- پیشوای شهیدان، در قتلگاه 24
- وصیت امام حسین 25
- غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین 25
- روز عاشورا به روایت امام رضا 25
- روز عاشورا، روز عزا و ماتم 26
- به خدا حسین کشته شد 27
- تأثر روح نبوی از شهادت امام حسین 27
- پس از شهادت 27
- گریه ی آسمان 28
- سوگواری پریان 28
- فرایند فاجعه 28
- در مجلس ابن زیاد 29
- مجلس یزید بن معاویه 29
- در زندان شام 30
- سرگذشت پسران مسلم 30
- گریه بر ذبیح الله 31
- ندبه و نوحه در سوگ سرور آزادگان 31
- انا قتیل العبره 32
- شعر خوانی در رثای سرور آزادگان 32
- امام حسین اسوه ی رسولان 32
- تشنگی و یاد امام حسین 33
- محبان امام حسین 33
- پاداش گریه بر امام حسین 33
- امام سجاد پیشوا و پیام آور عاشورا 34
- پیش بینی امام علی از اقبال مردم به کربلا 34
- زیارت امام حسین علیه السلام 34
- فرشتگان کربلا 35
- توصیه به زیارت امام حسین 35
- پاداش زیارت 36
- معادل حج و عمره 37
- زیارت نیمه ی شعبان 38
- زیارت امام حسین در روز عرفه 38
- آداب زیارت 39
- زیارت امام حسین در حال تقیه 39
- زیارت امام حسین از راه دور 40
- زیارت شهدای کربلا 40
- زیارت وداع 40
- حریم مرقد مطهر 41
- در قداست حرم مقدس 41
- سجده و تسبیح با تربت کربلا 41
- تربت کربلا 41
- پدر نه پیشوای معصوم 42
- عاشوار و موعود منتقم 42
- عاشورا و قیام قائم 43
- آخر و عاقبت ستمگران در دنیا 44
- خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید 44
- شدت عذاب ستمگران در جهان جاویدان 45
- خونخواهی فاطمه ی زهرا در روز رستاخیز 45
- سخنان امام حسین علیه السلام 46
- توضیح 46
- دعای باران 47
- در باب خداشناسی 47
- نفرین منافقان 48
- خیر دنیا و آخرت 48
- خصومت بنی امیه 48
- امامت و مردم داری 48
- مواعظ و آداب 49
- پاورقی 50
یقل ألا حقا.فلما قدم الحسین علیه السلام قال هرثمه: کنت فی البعث الذین بعثهم عبیدالله بن زیاد فلما رأیت المنزل و الشجر ذکرت الحدیث، فجلست علی بعیری ثم صرت إلی الحسین، فسلمت علیه و اخبرته بما سمعت من أبیه فی ذلک المنزل الذی نزل به الحسین، فقال: معنا انت أم علینا؟ فقلت: لامعک و لا علیک، خلفت صبیه أخاف علیهم عبیدالله بن زیاد. قال: فامض حیث لاتری لنا مقتلا و لاتسمع لنا صوتا، فوالذی نفس الحسین بیده، لایسمع الیوم واعیتنا أحد فلا یعیننا إلا کبه الله لوجهه فی جهنم. [100] . [ صفحه 109] «جرداء» دختر «سمین»، از شوهرش «هرثمه بن ابی مسلم»، نقل می کند که گفت: «در جنگ صفین با علی بن ابی طالب علیه السلام بودیم، هنگام بازگشت، در کربلا فرود آمد و نماز صبح را در آن جا خواند، سپس از خاکش برگرفت و بویید و گفت: شگفتا، ای خاک! هر آینه گروه هایی از تو برانگیخته شوند، که بی حساب به بهشت روند.هرثمه به پیش همسرش که شیعه ی علی علیه السلام بود بازگشت و گفت: آیا می خواهی از مولایت ابوالحسن علیه السلام با تو سخنی بگویم؟ او در کر بلا فرود آمد، نماز خواند، سپس از خاکش برداشت و گفت: شگفتا، ای خاک! گروه هایی از تو برانگیخته شوند که بدون حساب به بهشت روند. همسر هرثمه گفت: ای مرد، امیرالمؤمنین به جز حق، نگوید.هرثمه گوید: هنگامی که حسین به کربلا آمد، من در میان لشگر عبیدالله بن زیاد بودم. وقتی که آن مکان و درختی را که در آن جا بود، مشاهده کردم، آن سخن را به یاد آوردم؛ بر شتر سوار شدم به پیش حسین رفتم، به
او سلام کردم و سخنی را که از پدرش در آن منزل شنیده بودم و حسین اینک در آن جا فرود آمده بود، به او گفتم. گفت: تو با مایی یا بر ضد ما؟ گفتم: نه با تو، و نه بر تو، کودکانی را پشت سر خود به جا گذاشته ام که بر جان آن ها از ابن زیاد هراسناکم.گفت: دور شو تا آن جا که کشته شدن ما را نبینی و صدایی از ما نشنویی، سوگند به خدا که جان حسین در درست اوست هر کسی که امروز فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند خدا وی را با رو به دورخ اندازد.4 - از «جبله ی مکیه» نقل است که گفت از میثم تمار شنیدم که می گفت: «به خدا این امت، پسر پیامبرشان را در روز دهم محرم خواهند کشت و دشمنان [ صفحه 110] خدا، آن روز را روزی مبارک، قرار خواهند داد. این واقعه، هر آینه شدنی است که پیش تر در علم خدا مقرر شده است. این را مولایم، امیرالمؤمنین، در وصیت خود بر من، گفته است. آن حضرت به من خبر داد که همه ی آفریدگان، حتی حیوانات وحشی در صحراها و ماهیان در دریا و پرندگان در فضای آسمان بر او می گریند و نیز مهر و ماه؛ ستارگان؛ آسمان و زمین؛ باورمندان از جن و انس؛ همه ی فرشتگان آسمان ها؛ رضوان، (کلیدار بهشت)؛ مالک (خازن دوزخ) و حاملان عرش همگی بر او می گریند و از آسمان، خون و خاکستر می بارد.سپس گفت: لعنت خدا بر کشتندگان حسین، حتمی است، چنان که بر مشرکانی که در کنار خدا، خدایان دیگری را باور دارند و نیز
چنان که بر یهود، نصارا و مجوس، حتمی است.جبله گوید: به وی گفتم: یا میثم! چگونه مردم روزی را که در آن حسین بن علی کشته می شود، روزی میمون می پندارند؟ میثم پس از آن که گریست، گفت: آن ها با حدیثی که خواهند ساخت خیال می کنند که آن روز، همان روزی است که خدا توبه ی آدم را پذیرفت در حالی که خدا، توبه ی آدم را در ماه ذی حجه پذیرفت و می پندارند که آن روز، روزی است که خدا، توبه ی داود را پذیرفت، اما بی گمان خدا، توبه ی وی را در ذی حجه پذیرفت و به خیالشان آن روز، روزی است که خدا، یونس را از دل ماهی نجات داد، در حالی که خداوند متعال وی را در ماه ذی قعده از دل ماهی نجات بخشید و خیال می کنند که آن روز، روزی است که کشتی نوح، بر کوه جودی نشست، اما بی شک، کشتی نوح در روز هجدهم ذی حجه بر کوه جودی قرار گرفت و نیز [ صفحه 111] می پندارند که در آن روز، خدا دریا را برای بنی اسرائیل شکافت، اما بی گمان این کار در ربیع الاول بوده است.سپس میثم گفت: ای جبله! بدان که حسین بن علی علیه السلام در روز رستاخیز سرور شهیدان است و یارانش را بر شهیدان دیگر، برتری است. ای جبله! هر گاه خورشید را دیدی که چون خون تازه، سرخ فام است بدان که مولایت حسین، کشته شده است.جبله گوید: این سخن گذشت، تا این که روزی از خانه خارج شدم و آفتاب را بر روی دیوار چنان دیدم که گویی پارچه های سرخ و زعفرانی بود. آن گاه صیحه زدم و گریستم و گفتم: به خدا، مولایمان حسین
به علی علیه السلام کشته شد. [101] .
شهادت امام حسین از زبان امام حسن
عن الصادق جعفربن محمد، عن أبیه، عن جده علیهم السلام: أن الحسین بن علی بن أبی طالب علیه السلام دخل یوما الی الحسن علیه السلام فلما نظر الیه بکی، فقال له: ما یبکیک یا أبا عبدالله؟ قال: أبکی لما یصنع بک. فقال له الحسن علیه السلام: ان الذی یؤتی إلی سم یدس إلی فأقتل به، و لکن لایوم کیومک یا أبا عبدالله، یزدلف الیک ثلاثون ألف رجل، یدعون أنهم من أمه جدنا محمد صلی الله علیه و آله و ینتحلون دین الاسلام، فیجتمعون علی قتلک و سفک دمک و انتهاک حرمتک و سبی ذراریک و نسائک، و انتهاب ثقلک، فعندها تحل ببنی أمیه اللعنه، و تمطر السماء رمادا و دما. و یبکی علیک کل شیی ء [ صفحه 112] حتی الوحوش فی الفوات و الحیتان فی البحار. [102] .امام صادق علیه السلام از پدرش، امام باقر علیه السلام و او از جدش، امام سجاد علیه السلام، روایت می کند که: «حسین بن علی علیه السلام به پیش برادرش امام حسن علیه السلام آمد، و چون او را دید، گریه کرد. امام حسن علیه السلام به او گفت: یا اباعبدالله، به چه می گریی؟ گفت: بر ستمی که بر تو می رود. امام حسن علیه السلام به او گفت: آن چه به من می رسد زهری است که با دسیسه به من می خورانند و من با آن کشته می شوم، اما هرگز روزی، چون روز شهادت تو نخواهد بود یا أباعبدالله. سی هزار مردی که ادعا می کنند، از أمت جد ما، محمد صلی الله علیه و آله هستند و خود را به دین اسلام می بندند، با ازدحام به سوی تو می تازند. آن ها برای کشتن تو، ریختن خونت،
هتک حرمتت، اسیرکردن اهل و عیالت، و نیز برای غارت بار و بنه ات، گرد هم می آیند. آن گاه است که نفرین الهی بر بنی امیه فرود آید و از آسمان، خاکستر و خون ببارد. همه ی آفریدگان، حتی حیوانات وحشی در صحراها، و ماهیان در دریا بر تو بگریند.» [103] .
در حدیث دیگران
1. از «کعب الاحبار» نقل است که می گفت: «در کتاب ما (تورات)، وارد شده است که مردی از فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته می شود و پیش از آن که عرق اسبان یارانش خشک شود، به بهشت وارد می شوند و با حورالعین هم آغوش می گردند. در این میان حسن علیه السلام از پیش ما گذشت، گفتیم: آن که گفتی این است؟ گفت: نه، حسین علیه السلام از پیش ما گذشت، گفتیم: آن که گفتی همین [ صفحه 113] است؟ گفت: آری.» [104] 2. از شیوخ بنی سلیم نقل است که گفتند: «در بلاد روم می جنگیدیم که به کلیسایی درآمدیم و نوشته ای در آنجا یافتیم که در آن نوشته بود:آیا گروهی که حسین را کشتند، به شفاعت جدش در روز حساب امید دارند؟! گویند، از آن ها پرسیدیم چندی است که این نوشته در کلیسای شماست؟ گفتند: سیصد سال پیش از آن پیامبر شما مبعوث گردد. [105] »3. لیث بن سعد گوید: کعب الاحبار نزد معاویه بود که به او گفتم. شما در کتابهای مذهبیتان، میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله را چگونه می بینید، آیا برای عترت او نیز فضیلتی می بینید؟ کعب نگاهی به معاویه کرد تا هوای او را داشته باشد. با این حال خدای عزوجل بر زبان معاویه بیانداخت که گفت: رحمت خدا بر تو باد ای
ابااسحاق [106] هر چه می دانی بگو!کعب گفت: من هفتاد و دو کتاب که همگی از آسمان فرود آمده اند، قرائت کرده ام و همه ی صحف دانیال نیز خوانده ام و دیده ام که در همه ی آنها از میلاد پیامبر و عترتش یاد شده و نامش به تحقیق شناخته شده است و به جز عیسی و احمد صلی الله علیه و آله در میلاد هیچ پیامبری فرشتگان بر وی فرود نیآمده اند و به جز مریم و آمنه مادر احمد صلی الله علیه و آله بر هیچ مادری از آدمی زاد هنگام زایمان، پرده های بهشتی کشیده نشده است. و فرشتگان به زنی غیر از مریم مادر [ صفحه 114] مسیح و آمنه مادر احمد صلی الله علیه و آله گماشته نشدند تا پرستاری کنند. از نشانه های میلاد او، یکی هم این بود که در آن شبی که آمنه به او حامله شد، ندا کننده ای در هفت آسمان ندا در داد: مژده بادا که امشب مادر احمد به او حامله شد. این ندا همین طور در زمین و کرات دیگر حتی در دریاها پیچید و اینک در زمین هرگز جنبده یا پرنده ای نمانده است مگر این که میلاد او را می داند. به جانم سوگند شب تولدش در بهشت هفتاد هزار کاخ از یاقوت و هفتاد هزار قصر از لؤلؤ ناب ساخته شد که به آنها «کاخهای میلاد» گفته می شود. آن شب، بهشت نیز به جنب و جوش افتاد و خود را بیآراست و به او گفته شد که به رقص آی و خود را بیآرا، زیرا که پیام آور دوستانت، تولد یافت. از آن روز، بهشت بخندید و تا روز رستاخیز همچنان خندان است.نیز خبرش