مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 20
- اهمیت عاشورا پژوهی 1
- مقدمه 1
- هدف پژوهش 1
- مقتل شیخ صدوق 2
- شاخصه های مقتل شیخ صدوق 2
- پیشینه ی مقتل نگاری 2
- قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا 3
- روایت رؤیای ام ایمن 3
- امام حسین در عصر پیامبر 3
- شیوه ی پژوهش 3
- داستان دردائیل 4
- مولود پاکیزه 4
- قصه ی فطرس 4
- مراسم نام گذاری امام حسین 5
- تکبیر تکلم 6
- حکایتی از کودکی امام حسین 7
- روزه گرفتن و ایثار در کودکی 7
- امام حسین خود را معرفی می کند 8
- مصباح هدایت و سفینه ی نجات 9
- امام حسن و حسین از زبان رسول خدا 10
- اخبار آسمانی و پیش گویی از شهادت امام حسین علیه السلام 10
- پیش گویی هایی پیامبر 10
- پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل 12
- پیش گویی های امام علی از شهادت امام حسین 13
- شهادت امام حسین از زبان امام حسن 14
- در حدیث دیگران 14
- حدیث صحیفه ی آسمانی 15
- در مسیر شهادت 15
- امتناع از بیعت 15
- خروج از مدینه 16
- می رود منزل به منزل، با شتاب 16
- رویایی با حر بن یزید ریاحی 17
- امام حسین با یارانش سخن می گوید 17
- در منزل قطقطانه 17
- شب عاشورا 18
- ورود به کربلا 18
- در منزل قصر بنی مقاتل 18
- در صبح عاشورا 19
- سخنی از بریر بن خضیر همدانی 19
- شهادت زهیر بن قین 20
- امام حسین اتمام حجت می کند 20
- توبه ی حر بن یزید ریاحی 20
- شهادت ابوالشعثاء الکندی 21
- شهادت حبیب بن مظاهر 21
- شهادت بریر بن خضیر همدانی 21
- شهادت مالک بن أنس کاهلی 21
- شهادت عبدالله بن ابی عروه ی غفاری 21
- شهادت عبدالله بن عمیر 22
- شهادت نافع بن هلال 22
- شهادت عبدالله بن مسلم 22
- شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن 22
- شرح مرگ و اشقیاق 23
- شهادت امام حسین علیه السلام 23
- عباس، مرد وفا و ایثار 23
- وصف الحال شهیدان 23
- شمار زخم ها 24
- انگشتر امام حسین 24
- پیشوای شهیدان، در قتلگاه 24
- وصیت امام حسین 25
- غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین 25
- روز عاشورا به روایت امام رضا 25
- روز عاشورا، روز عزا و ماتم 26
- به خدا حسین کشته شد 27
- تأثر روح نبوی از شهادت امام حسین 27
- پس از شهادت 27
- گریه ی آسمان 28
- سوگواری پریان 28
- فرایند فاجعه 28
- در مجلس ابن زیاد 29
- مجلس یزید بن معاویه 29
- سرگذشت پسران مسلم 30
- در زندان شام 30
- گریه بر ذبیح الله 31
- ندبه و نوحه در سوگ سرور آزادگان 31
- شعر خوانی در رثای سرور آزادگان 32
- امام حسین اسوه ی رسولان 32
- انا قتیل العبره 32
- پاداش گریه بر امام حسین 33
- تشنگی و یاد امام حسین 33
- محبان امام حسین 33
- پیش بینی امام علی از اقبال مردم به کربلا 34
- زیارت امام حسین علیه السلام 34
- امام سجاد پیشوا و پیام آور عاشورا 34
- فرشتگان کربلا 35
- توصیه به زیارت امام حسین 35
- پاداش زیارت 36
- معادل حج و عمره 37
- زیارت نیمه ی شعبان 38
- زیارت امام حسین در روز عرفه 38
- آداب زیارت 39
- زیارت امام حسین در حال تقیه 39
- زیارت شهدای کربلا 40
- زیارت امام حسین از راه دور 40
- زیارت وداع 40
- حریم مرقد مطهر 41
- در قداست حرم مقدس 41
- سجده و تسبیح با تربت کربلا 41
- تربت کربلا 41
- عاشوار و موعود منتقم 42
- پدر نه پیشوای معصوم 42
- عاشورا و قیام قائم 43
- خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید 44
- آخر و عاقبت ستمگران در دنیا 44
- شدت عذاب ستمگران در جهان جاویدان 45
- خونخواهی فاطمه ی زهرا در روز رستاخیز 45
- سخنان امام حسین علیه السلام 46
- توضیح 46
- دعای باران 47
- در باب خداشناسی 47
- خیر دنیا و آخرت 48
- نفرین منافقان 48
- خصومت بنی امیه 48
- امامت و مردم داری 48
- مواعظ و آداب 49
- پاورقی 50
امام حسین اتمام حجت می کند
ثم وثب الحسین علیه السلام متوکئا علی سیفه، فنادی بأعلی صوته، فقال: أنشد کم الله، هل تعرفونی؟ قالوا: نعم، أنت ابن رسول الله و سبطه. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أن جدی رسول الله؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أن أمی فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله؟ قالوا: اللهم نعم. قال أنشدکم الله هل تعلمون أن أبی علی بن أبی طالب؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أن جدتی خدیجه بنت خویلد، أول نساء هذه الأمه إسلاما؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أنشد کم الله هل تعلمون أن سید الشهداء حمزه عم أبی؟ قالوا: اللهم نعم، قال: فأنشدکم الله هل تعلمون أن جعفر الطیار فی الجنه عمی؟ قالوا: اللهم نعم. قال: فأنشدکم الله هل تعلمون أن هذا سیف رسول الله و أنا متقلده؟ قالوا: اللهم نعم. قال: نفأنشدکم الله هل تعلمون أن هذه عمامه رسول الله أنا لابسها؟ قالوا: اللهم نعم. قال: فأنشدکم الله هل تعلمون أن علیا کان أولهم إسلاما و أعلمهم علما و أعظمهم حلما و أنه ولی کل مؤمن و مؤمنه؟ قالوا: اللهم نعم. قال: فبم تستحلون دمی و أبی الذائد عن الحوض غدا، یذود عنه رجالا کما یذاد البعیر الصادی عن الماء، و لواء الحمد فی یدی جدی یوم القیامه؟ قالوا: قد علمنا ذلک کله و نحن غیر تارکیک حتی تذوق الموت عطشا.فأخذ الحسین علیه السلام بطرف لحیته و هو یومئذ ابن سبع و خمسین سنه، ثم قال: أشتد غضب الله علی الیهود حین قالوا: عزیز ابن الله. و اشتد غضب الله علی النصاری حین قالوا:
المسیح ابن الله. واشتد غضب الله علی المجوس حین عبدوا النار من دون الله. واشتد غضب الله علی قوم قتلوا نبیهم. و اشتد غضب الله علی هذه [ صفحه 146] العصابه الذین یریدون قتل ابن نبیهم.... [134] .سپس امام حسین علیه السلام در حالی که بر شمشیرش تکیه کرده بود، برخاست و با صدای بلند ندا در داد و گفت: شما را به خدا آیا مرا می شناسید؟ گفتند: آری تو پسر رسول خدا و سبط اویی. گفت: شما را به خدا، آیا می دانید که مادرم، فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله است؟ آری به خدا، گفت: شما را به خدا آیا می دانید که پدرم، علی بن ابی طالب است؟ گفتند: آری به خدا. گفت: شما را به خدا، آیا می دانید که خدیجه دختر خویلد، نخستین زن از زنان این امت، که اسلام آورد، مادر بزرگ من است؟ گفتند: آری به خدا، گفت: شما را به خدا، آیا می دانید که حمزه ی سیدالشهداء، عموی پدر من است؟ گفتند: آری به خدا. گفت: شما را به خدا، آیا می دانید که جعفر طیار، (پرواز کننده در بهشت) عموی من است؟ گفتند: آری به خدا. گفت: شما را به خدا، آیا می دانید، این شمشیری که من به کمر بسته ام، شمشیر رسول خدا است؟ گفتند: آری به خدا. گفت: شما را به خدا، آیا می دانید این عمامه ای که من بر سر نهاده ام، عمامه ی رسول خدا است؟ گفتند: آری به خدا. گفت: شما را به خدا، آیا می دانید که پدرم در اسلام، نخستین و در دانش، داناترین، و در خویشتن داری، بزرگ ترین مردم است و همانا او، هر مرد و زن مؤمن را مولا است؟
گفتند: آری به خدا. گفت: با این که می دانید پدرم، فردا (روز رستاخیز) سرچشمه دار حوض کوثر است، برخی از مردمان را از آن خواهد راند آن چنان که شتر تشنه را از آب می رانند، و با این که می دانید در روز رستاخیز «لوای حمد» [ صفحه 147] در دست جدم خواهد بود، پس برای چه خونم را حلال می کنید؟ گفتند: این همه را می دانیم اما، باز از تو دست برنداریم تا از تشنگی، طعم مرگ را بچشی.امام حسین علیه السلام که در آن روز، پنجاه و هفت سال را پشت سر نهاده بود، دستی بر محاسنش کشید و سپس گفت: خشم خدا بر یهود، هنگامی سخت گشت که گفتند «عزیر، پسر خدا است» و خشم خدا بر مسیحیان، وقتی دشوار گشت که گفتند: «مسیح، پسر خدا است». و خشم خدا بر مجوسان زمانی فزونی گرفت که به جای خدا، آتش را پرسیدند. و خشم خدا بر هر امتی وقتی سخت شد که پیامبرشان را کشتند. خشم خدا اینک بر این گروه از مردان، که می خواهند پسر پیامبرشان را بکشند، شدت یافته است....
توبه ی حر بن یزید ریاحی
قال: فضرب الحر بن یزید فرسه و جاز عسکر عمربن سعد إلی عسکر الحسین علیه السلام واضعا یده علی رأسه و هو یقول: اللهم إلیک أنیب فتب علی، فقد أرعبت قلوب أولیائک و أولاد نبیک. یابن رسول الله هل لی من توبه؟ قال: نعم تاب الله علیک. قال: یابن رسول الله، أتأذن لی فأقاتل عنک؟ فأذن له، فبرز و هو یقول:أضرب فی أعناقکم بالسیف عن خیر من حل بلاد الخیف فقتل منهم ثمانیه عشر رجلا، ثم قتل، فأتاه الحسین علیه السلام و دمه یشخب، فقال: بخ بخ یا حر، أنت
حر کما سمیت فی الدنیا و الآخره، ثم أنشأ الحسین علیه السلام یقول: [ صفحه 148] لنعم الحر بنی ریاح و نعم الحر مختلف الرماح و نعم الحر أذا نادی حسینا فجاد بنفسه عند الصباح [135] .حر بن یزید بر اسبش نهیب زد و رو به سپاه حسین علیه السلام، از سپاه عمرسعد گذشت و در حالی که دستش را بر سرش نهاده بود، می گفت: پروردگارا به سوی تو برگشتم، توبه ی مرا بپذیر که در دل دوستانت و فرزندان پیامبرت، وحشت انداختم. یابن رسول الله! آیا مرا توبتی تواند بود؟ گفت: آری، خدا تو را می پذیرد. گفت: یابن رسول الله، آیا به من رخصت می دهی که در دفاع از تو بجنگم؟ حسین علیه السلام او را رخصت داد و او به آوردگاه تاخت در حالی که می گفت:- با شمشیرم گردنتان را می زنم، به جانبداری از برترین کسی که تا حال در شهرهای عراق فرود آمده است.حر، هیجده مرد از آن ها را کشت و خود نیز کشته شد هنوز خونش در جریان بود که حسین علیه السلام به او رسید و گفت: به به! ای آزادمرد! تو به راستی، چنان که نامیده شده ای، در دو جهان آزادمردی، سپس حسین علیه السلام رثایی در حق او سرود و گفت:- چه نیک آزادمردی است، آزادمرد قبیله ی بنی ریاح! آن گاه نیزه ها از هر سو او را نشانه گرفته بودند، چه نیک از خود رسته و رهیده بود!- و چه عاقبت به خیر بود این آزادمرد آن گاه که حسین را صدا کرد و پیش از همه در پگاهان از بند تن رهید. [ صفحه 149]
شهادت زهیر بن قین
ثم برز من بعده زهیر بن القین البجلی و هو یقول مخاطبا للحسین علیه السلام:الیوم