مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 22

صفحه 22

و برز من بعده ]یزید بن[ زیاد بن مهاصر الکندی، فحمل علیهم و أنشأ یقول:أنا یزید [145] و أبی مهاصر اشجع من لیث العرین الخادریا رب إنی للحسین ناصر و لابن سعد تارک مهاجرفقتل منهم تسعه ثم قتل.... [146] .پس از مالک بن أنس، یزید بن زیاد بن مهاصر کندی به آوردگاه آمد، به آن ها یورش برد، در حالی که می سرود:- منم یزید و پدرم مهاصر، شجاع تر از شیر امیر بیشه.- حسین را یاورم پروردگارا، از ابن سعد برگشته، رهیده. [147] .

شهادت عبدالله بن عمیر

و برز من بعده ]ابو[ وهب بن وهب و کان نصرانیا أسلم علی یدی الحسین علیه السلام هو و أمه ]زوجته[ فاتبوه إلی کربلاء، فرکب فرسا و تناول بیده عمود الفسطاط، فقاتل و قتل من القوم سبعه أو ثمانیه، ثم استؤسر، فأتی به عمر بن سعد فأمر بضرب عنقه، فضربت عنقه و رمی به ألی عسکر الحسین و أخذت أمه [ صفحه 153] ]أمرأته[ سیفه و برزت، فقال لها الحسین علیه السلام یا أم وهب، إجلسی فقد وضع الله الجهاد عن النساء، إنک و ابنک ]زوجک[ مع جدی محمد صلی الله علیه و آله فی الجنه.... [148] .پس از یزید بن زیاد، ابووهب بن وهب [149] به میدان رفت. او پیش تر نصرانی بود که خود و مادرش ]همسرش[ به دست حسین علیه السلام اسلام آوردند و تا کربلا با او آمدند. او بر اسبی سوار شد و ستون خیمه ای به دست گرفت و جنگید. پس از آن که از گروه مقابل، هفت یا هشت نفری را کشت، اسیر شد، او را به پیش عمرسعد بردند و او دستور داد گردنش را بزنند. گردنش را زدند و سرش

را به سوی سپاه حسین علیه السلام پرتاب کردند. مادرش ]زنش[ شمشیر او را برداشت و به سوی میدان رفت. امام حسین علیه السلام به وی گفت: ام وهب، بنشین که جهاد از زنان برداشته شده است، تو و پسرت ]شوهرت[ در بهشت، با جدم محمد صلی الله علیه و آله خواهید بود. [150] .

شهادت نافع بن هلال

ثم برز من بعده ]نافع بن[ هلال ثم قتل.... [151] .بعد از وهب عبدالله بن عمیر کلبی، «نافع بن هلال - ابن حجاج - جملی» به میدان تاخت در حالی که چنین رجز می خواند: [ صفحه 154] - با کمانی که نوک تیرهایش، علامت گذاری و شناخته شده است، تیراندازی کنم و نترسم که ترس، جان کسی را سودی نبخشد.و سیزده مرد از آن ها را کشت و سپس کشته شد.... [152] .

شهادت عبدالله بن مسلم

و برز من بعده عبدالله بن مسلم بن عقیل بن أبی طالب، و أنشأ یقول:أقسمت لاأقتل إلا حرا و قد وجدت الموت شیئا مراأکره أن أدعی جبانا فرا إن الجبان من عصی و فرافقتل منهم ثلاثه ثم قتل.... [153] .و بعد از «نافع بن هلال جملی»، «عبدالله» پسر «مسلم بن عقیل بن أبی طالب» به آوردگاه شتافت که چنین رجز می خواند:- سوگند خورده ام که جز با آزادگی، کشته نشوم و گرچه مرگ را چیزی تلخ یافته ام، دوست ندارم ترسویی خوانده شوم که از میدان گریخته است؛ که، آن که خدا را نافرمانی کند و بگریزد، ترسو است.سپس سه تن از آنان را کشت و خود نیز کشته شد. [154] .

شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن

و برز من بعده علی بن الحسین، [155] فلما برز إلیهم دمعت عین الحسین علیه السلام فقال: [ صفحه 155] اللهم کن أنت الشهید علیهم، فقد برز إلیهم ابن رسولک و أشبه الناس وجها و سمتا به، فجعل یرتجز و هو یقول:أنا علی بن الحسین بن علی نحن و بیت الله أولی بالنبی أما ترون کیف أحمی عن أبی فقتل منهم عشره ثم رجع إلی أبیه فقال: یا أبه العطش، فقال الحسین علیه السلام:صبرا یا بنی، یسقیک جدک بالکأس الأوفی. فرجع فقاتل حتی قتل منهم أربعه و أربعین رجلا، ثم قتل.و برز من بعده القاسم بن الحسین بن علی بن أبی طالب و هو یقول:لاتجزعی نفسی فکل فان الیوم تلقین ذری الجنان فقتل منهم ثلاثه، ثم رمی عن فرسه.... [156] .پس از عبدالله بن مسلم، علی اکبر، پسر امام حسین علیه السلام به مبارزه برخاست، وقتی که به سوی دشمن می رفت، اشک از چشم حسین علیه السلام جاری شد و گفت: بار پروردگارا، تو خود گواه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه