مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 26

صفحه 26

کنندگان، باید برای حسینی چنین گریه کنند که گریه کردن، گناهان بزرگ را می ریزد.امام رضا علیه السلام سپس گفت: «آن گاه که ماه محرم آغاز می شد پدرم، امام موسای کاظم علیه السلام، خندان دیده نمی شد، و تا ده روز از ماه، گذشته، حزن و اندوه بر او چیره گی می یافت و هنگامی که روز دهم فرامی رسید، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه ی او بود. در آن روز می گفت: این روزی است که حسین علیه السلام در آن کشته شد.»2. عن أبی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام قال: من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضی الله له حوائح الدنیا و الآخره. و من کان عاشوراء یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عزوجل یوم القیامه یوم فرحه و سروره و قرت بنا فی الجنان عینه. و من سمی یوم عاشوراء یوم برکه و ادخر فی لمنزله شیئا یبارک له فیما ادخر. و حشر یوم القیامه مع یزید و عبیدالله بن زیاد و عهمربن سعد - لعنهم الله [ صفحه 178] تعالی - إلی أسفل درکه من النار. [175] .از امام رضا علیه السلام نقل است که: «هر کس در روز عاشورا، کار و کوشش در خواسته هایش را ترک کند، خدا خواسته های دنیا و آخرت او را برآورده می کند. و هر کس را روز عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه باشد، خداوند متعال روز رستاخیز را روز سرور و شادی اش قرار می دهد و در بهشت چشمش به دیدار ما روشن می گردد و هر کس روز عاشورا را روز برکت بخواند و در آن روز، برای خانه اش چیزی ذخیره سازد، آن چه ذخیره ساخته، برای او با خیر و

برکت نمی شود و در روز رستاخیز، با یزید و ابن زیاد و عمرسعد - که نفرین خدا بر آن ها باد - به سوی درک اسفل دوزخ، همراه می گردد.»3. عن الریان بن شبیب، قال: دخلت علی الرضا علیه السلام فی اول یوم من المحرم فقال لی: یابن شبیب أصائم أنت؟ فقلت: لا. فقال: أن هذا الیوم هو الیوم الذی دعا فیه زکریا ربه عزوجل، فقال: (رب هب لی من لدنک ذریه إنک سمیع الدعاء). [176] فاستجاب الله له و أمر الملائکه فنادت زکریا و هو قائم یصلی فی المحراب: (أن الله یبشرک بیحیی). [177] فمن صام هذا الیون ثم دعا الله عزوجل استجاب الله له کما استجاب لزکریا.ثم قال: یابن شبیب، إن المحرم هو الشهر الذی کان أهل الجاهلیه فیما مضی یحرمون فیه الظلم و القتال لحرمته، فما عرفت هذه الأمه حرمه شهرا و الحرمه [ صفحه 179] نبیها، لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته و سبوا نساءه و انتهبوا ثقله فلا غفر الله ذلک أبدا.یابن شبیب، أن کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی أبی طالب، فإنه ذبح کما یذبح الکبش، و قتل معه من أهل بیته ثمانیه عشر رجلا مالهم فی الارض شبیه. و لقد بکت السماوات السبع و الارضون لقتله. و لقد نزل إلی الارض من الملائکه أربعه آلاف لنصره فوجدوه قد قتل، فهم عند قبره شعث غبر إلی أن یقوم القائم، فیکونون من أنصاره و شعارهم: یا لثارات الحسین.یابن شبیب لقد حدثنی أبی، عن أبیه، أنه لما قتل جدی الحسین علیه السلام مطرت السماء دما و ترابا أحمر.یابن شبیب، إن بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب أذنبته، صغیرا

کان أو کبیرا، قلیلا کان او کثیرا.یابن شبیب، إن سرک أن تسکن الغرف المبنیه فی الجنه مع النبی و آله فالعن قتله الحسین.یابن شبیب، إن سرک یکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسین علیه السلام فقل متی ما ذکرته: یا لیتنی کنت معهم فأفور فوزا عظیما.یابن شبیب، إن سرک أن تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان، فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا. و علیک بولایتنا، فلو أن رجلا تولی حجرا لحشره الله مع یوم القیامه. [178] . [ صفحه 180] ریان بن شبیب گوید: «در نخستین روز محرم به پیش امام رضا علیه السلام رفتم، به من گفت: آیا روزه ای؟ گفتم: نه. گفت: امروز همان روزی است که زکریا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! مرا به لطف خویش فرزندانی عطا کن که تو پذیرنده ی دعایی»، خدا، دعای او را پذیرفت و فرشتگان را فرمود تا زکریا را که در محراب ایستاده و نماز می خواند، ندا در دادند: «خدا تو را به تولد یحیی، مژده می دهد». هر کس در این روز، روزه بگیرد و سپس خدای عزوجل را بخواند، خدا از او می پذیرد، همان طوری که از زکریا پذیرفت.سپس گفت: «ای پسر شبیب! محرم، ماهی است که مردمان جاهلیت، در گذشته، به احترامش، جنگ و ستم را ناروا می شمردند. اما این امت، نه حرمت ماهش را نگه داشت و نه حرمت پیامبرش را دانست. آن ها در این ماه فرزندان پیامبرشان را کشتند، زنانش را به اسیری گرفتند و دارایی اش را به تاراج بردند. خدا هرگز این گناه را از آنها نبخشاید.ای پسر شبیب! اگر خواستی به چیزی گریه کنی، به حسین، پسر علی بن

ابی طالب علیه السلام گریه کن که او، چنان که گوسفندی را سر می برند سر بریده شد و هیجده مرد از خاندانش با او کشته شدند که در روی زمین همانندی برای آنان نبود. هفت آسمان و زمین، در شهادت او گریستند و چهار هزار فرشته برای یاری اش به زمین فرود آمدند اما او را کشته یافتند. آنان آشفته و پریشان در کنار قبرش ایستاده اند، تا حضرت قائم علیه السلام قیام کند و از یاران او باشند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.ای پسر شبیب! پدرم از پدرش، و او از جدش، به من خبر داد: «هنگامی که جدم حسین علیه السلام کشته شد از آسمان، خون و خاک سرخ بارید.» [ صفحه 181] ای پسر شبیب! اگر برای حسین علیه السلام بگریی تا اشک چشمت بر گونه هایت جاری گردد، خدا هر گناهی که کرده ای، چه کوچک باشد، چه بزرگ و چه اندک باشد، چه زیاد، بر تو می بخشاید.ای پسر شبیب! اگر دوست داری در حالی برسی به حضور خدا که گناهی نداشته باشی، حسین علیه السلام را زیارت کن.ای پسر شبیب! اگر سکونت با پیامبر و آلش در غرفه های برافراشته ی بهشت، را خوش داری، کشندگان حسین را لعنت کن.ای پسر شبیب! اگر دوست داری که همانند پاداش کسانی که با حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، داشته باشی، هر گاه حسین علیه السلام را یاد کردی، بگو: «ای کاش با آنان بودم تا به رستگاری بزرگ (شهادت) می رسیدم!»ای پسر شبیب! اگر می خواهی در درجات والای بهشت با ما باشی، به اندوه ما اندوهناک و به شادی ما شاد باش. و بر تو باد دوستی ما! اگر مردی، سنگی را دوست داشته باشد

خدا او را با آن سنگ، در روز رستاخیز همراه خواهد ساخت.

روز عاشورا، روز عزا و ماتم

حدثنا عبدالله بن الفضل الهاشمی قال: قلت لأبی عبدالله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام یابن رسول الله کیف صار یوم عاشوراء یوم مصیبه و غم و جزع و بکاء دون الیوم الذی قبض فیه رسول الله و الیوم الذی ماتت فیه فاطمه علیهاالسلام و الیوم الذی قتل فیه أمیرالمؤمنین علیه السلام و الیوم الذی قتل فیه الحسن علیه السلام بالسم؟ فقال:إن یوم الحسین علیه السلام أعظم مصیبه من جمیع سائر الایام و ذلک أن أصحاب الکساء الذی کانوا أکرم الخلق علی الله تعالی کونوا خمسه فلما مضی عنهم [ صفحه 182] النبی صلی الله علیه و آله بقی أمیر المؤمنین و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السلام فکان فیهم للناس عزاء و سلوه، فلما، مضت فاطمه علیهاالسلام کان فی أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین للناس عزاء و سلوه، فلما مضی منهم أمیرالمؤمنین علیه السلام کان للناس فی الحسن و الحسین عزاء و سلوه، فلما مرضی الحسن علیه کان للناس فی الحسین علیه السلام عزاء و سلوه فکان ذهابه کذهاب جمیعهم کما کان بقاؤه کبقاء جمیعهم فلذلک صار یومه أعظم مصیبه.قال عبدالله بن الفضل الهاشمی: فقلت له یابن رسول الله فلم لم یکن للناس فی علی بن الحسین عزاء و سلوه مثل ما کان لهم فی آبائه علیهم السلام؟ فقال: بلی ان علی بن الحسین کان سید العابدین و اماما و حجه علی الخلق بعد آبائه الماضین ولکنه لم یلق رسول الله صلی الله علیه و آله و لم یسمع منه و کان علمه وارثه عن أبیه عن جده عن ا لنبی صلی الله علیه و آله و کان أمیرالمؤمنین و فاطمه و الحسن

و الحسین علیهم السلام قد شاهدهم الناس مع رسول الله صلی الله علیه و آله فی احوال فی آن یتوالی فکانوا متی نظروا إلی أحد منهم تذکروا حاله مع رسول الله صلی الله علیه و آله و قول رسول الله له و فیه، فلما مضوا فقد الناس مشاهده الأکرمین علی الله عزوجل و لم یکن فی أحد منهم فقد جمیعهم إلا فی فقد الحسین علیه السلام لأنه مضی آخرهم فذلک صار یومه أعظم الایام مصیبه.قال عبدالله بن الفضل الهاشمی: فقلت له یابن رسول الله فکیف سمت العامه یوم عاشوراء یوم برکه؟ فبکی ثم قال: لما قتل الحسین علیه السلام تقرب الناس بالشام إلی یزید فوضعو له الأخبار و أخذوا علیه الجوایز من الاموال فکان مما وضعوا له أمر هذا الیوم و إنه یوم برکه لیعدل الناس فیه من الجزع و البکاء و المصیبه و الحزن إلی الفرج و السرور و التبرک و الاستعداد فیه، حکم الله مما بیننا و بینهم. [ صفحه 183] قال: ثم قال: یابن عم و ان ذلک لأقل ضررا علی الإسلام و أهله، ]مما[ وضعه قوم انتحوا مودتنا و زعموا أنهم یدینون بموالاتنا و یقولون بإمامتنا، زعموا أن الحسین علیه السلام لم یقتل و أنه شبه للناس أمره کعیسی بن مریم، فلا لائمه إذن علی بنی أمیه و لاعتب علی زعمهم. یابن عم! من زعم أن الحسین علیه السلام لم یقتل فقد کذب رسول الله و علیا و کذب من معده الائمه علیهم السلام فی اخبارهم بقتله. و من کذبهم فهو کافر بالله العظیم و دمه مباح لکل من سمع ذلک منه.قال عبدالله بن الفضل: فقلت یابن رسول الله فما تقول فی قوم من شیعتک یقولون به؟ ما هؤلاء من شیعتی و إنی بری ء

منهم....ثم قال: لعن الله الغلاه و المفوضه فإنهم صغروا عصیان الله و کفروا به و أشرکوا و ضلوا و أضلوا فرارا من إقامه الفرایض و اداء الحقوق. [179] .عبدالله، پسر فضل هاشمی، گوید: «به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم: چگونه روز عاشورا، روز مصیبت و غم و ناله و گریه شد، اما روز رحلت رسول خدا و یا روزی که فاطمه علیهاالسلام مرد و یا روزی که امیرمؤمنان کشته شد و یار روزی که امام حسن علیه السلام مسموم گشت، چنین نشد؟ گفت: مصیبت روز شهادت حسین علیه السلام، مصیبتش از همه ی روزهای دیگر بزرگ تر است، برای این که اصحاب کساء که گرامی ترین آفریدگان برای خدای متعال می باشند، پنج تن بودند، وقتی که پیامبر از میان آنان درگذشت هنوز امیرمؤمنان، فاطمه، حسن و حسین علیه السلام بودند تا برای مردم، باعث شکیبایی و تسلی خاطر باشند. زمانی که فاطمه علیهاالسلام از دنیا رفت، باز [ صفحه 184] امیرمؤمنان، حسن و حسین علیهم السلام بودند، تا مردم با وجود آنان تسلی یابند و صبر پیشه کنند. هنگامی که امیرمؤمنان از میان آنان رفت، باز مردم را با وجود امام حسن و حسین علیهاالسلام آرامش و تسلی خاطری بود و زمانی که امام حسن علیه السلام شهید شد، باز با وجود امام حسین علیه السلام، مردم را آرامش و تسلی خاطر مانده بود، اما هنگامی که حسین علیه السلام کشته شد، دیگر کسی از اهل کساء نمانده بود تا پس از او مایه ی آرامش خاطر و تسلی مردم باشد. بنابراین نبود او (امام حسین علیه السلام) چنان بود که همه ی آنان از میان رفته اند، هم چنان که وجود او چنان بود که گویی همه ی آنان حضور داشته اند،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه