مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 37
- اهمیت عاشورا پژوهی 1
- مقدمه 1
- هدف پژوهش 1
- مقتل شیخ صدوق 2
- شاخصه های مقتل شیخ صدوق 2
- پیشینه ی مقتل نگاری 2
- شیوه ی پژوهش 3
- قرائت شیخ صدوق از قیام عاشورا 3
- روایت رؤیای ام ایمن 3
- امام حسین در عصر پیامبر 3
- مولود پاکیزه 4
- داستان دردائیل 4
- قصه ی فطرس 4
- مراسم نام گذاری امام حسین 5
- تکبیر تکلم 6
- حکایتی از کودکی امام حسین 7
- روزه گرفتن و ایثار در کودکی 7
- امام حسین خود را معرفی می کند 8
- مصباح هدایت و سفینه ی نجات 9
- امام حسن و حسین از زبان رسول خدا 10
- اخبار آسمانی و پیش گویی از شهادت امام حسین علیه السلام 10
- پیش گویی هایی پیامبر 10
- پیش گویی پیامبر از شهادت مسلم بن عقیل 12
- پیش گویی های امام علی از شهادت امام حسین 13
- شهادت امام حسین از زبان امام حسن 14
- در حدیث دیگران 14
- حدیث صحیفه ی آسمانی 15
- امتناع از بیعت 15
- در مسیر شهادت 15
- خروج از مدینه 16
- می رود منزل به منزل، با شتاب 16
- امام حسین با یارانش سخن می گوید 17
- رویایی با حر بن یزید ریاحی 17
- در منزل قطقطانه 17
- شب عاشورا 18
- در منزل قصر بنی مقاتل 18
- ورود به کربلا 18
- در صبح عاشورا 19
- سخنی از بریر بن خضیر همدانی 19
- شهادت زهیر بن قین 20
- توبه ی حر بن یزید ریاحی 20
- امام حسین اتمام حجت می کند 20
- شهادت مالک بن أنس کاهلی 21
- شهادت ابوالشعثاء الکندی 21
- شهادت حبیب بن مظاهر 21
- شهادت بریر بن خضیر همدانی 21
- شهادت عبدالله بن ابی عروه ی غفاری 21
- شهادت نافع بن هلال 22
- شهادت عبدالله بن عمیر 22
- شهادت عبدالله بن مسلم 22
- شهادت علی اکبر و قاسم بن حسن 22
- شرح مرگ و اشقیاق 23
- شهادت امام حسین علیه السلام 23
- عباس، مرد وفا و ایثار 23
- وصف الحال شهیدان 23
- شمار زخم ها 24
- انگشتر امام حسین 24
- پیشوای شهیدان، در قتلگاه 24
- وصیت امام حسین 25
- غارت خیمه ها به روایت فاطمه، بنت الحسین 25
- روز عاشورا به روایت امام رضا 25
- روز عاشورا، روز عزا و ماتم 26
- تأثر روح نبوی از شهادت امام حسین 27
- به خدا حسین کشته شد 27
- پس از شهادت 27
- گریه ی آسمان 28
- فرایند فاجعه 28
- سوگواری پریان 28
- در مجلس ابن زیاد 29
- مجلس یزید بن معاویه 29
- سرگذشت پسران مسلم 30
- در زندان شام 30
- ندبه و نوحه در سوگ سرور آزادگان 31
- گریه بر ذبیح الله 31
- شعر خوانی در رثای سرور آزادگان 32
- امام حسین اسوه ی رسولان 32
- انا قتیل العبره 32
- محبان امام حسین 33
- تشنگی و یاد امام حسین 33
- پاداش گریه بر امام حسین 33
- پیش بینی امام علی از اقبال مردم به کربلا 34
- زیارت امام حسین علیه السلام 34
- امام سجاد پیشوا و پیام آور عاشورا 34
- فرشتگان کربلا 35
- توصیه به زیارت امام حسین 35
- پاداش زیارت 36
- معادل حج و عمره 37
- زیارت نیمه ی شعبان 38
- زیارت امام حسین در روز عرفه 38
- آداب زیارت 39
- زیارت امام حسین در حال تقیه 39
- زیارت شهدای کربلا 40
- زیارت امام حسین از راه دور 40
- زیارت وداع 40
- حریم مرقد مطهر 41
- در قداست حرم مقدس 41
- سجده و تسبیح با تربت کربلا 41
- تربت کربلا 41
- پدر نه پیشوای معصوم 42
- عاشوار و موعود منتقم 42
- عاشورا و قیام قائم 43
- آخر و عاقبت ستمگران در دنیا 44
- خدا، کشندگان امام حسین را نمی بخشاید 44
- خونخواهی فاطمه ی زهرا در روز رستاخیز 45
- شدت عذاب ستمگران در جهان جاویدان 45
- توضیح 46
- سخنان امام حسین علیه السلام 46
- در باب خداشناسی 47
- دعای باران 47
- خصومت بنی امیه 48
- خیر دنیا و آخرت 48
- امامت و مردم داری 48
- نفرین منافقان 48
- مواعظ و آداب 49
- پاورقی 50
التی تقلبت علی قبر أبی عبدالله علیه السلام و ارحم تلک الأعین التی جرت [ صفحه 253] دموعها رحمه لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم تلک الصرخه التی کانت لنا. اللهم إنی أستودعک تلک الأنفس و تلک الأبدان حتی ترویهم من الحوض یوم العطش.فما زال صلوات الله علیه یدعوا بهذا الدعاء و هو ساجد، فلما انصرف قلت له،: جعلت فداک لو أن هذا الذی سمعته منک کان لمن لایعرف الله لظنت أن النار لاتطعم منه شیئا أبدا والله لقد تمنیت أنی کنت زرته و لم أحج. فقال لی: أقربک منه فما الذی یمنعک عن زیارته یا معاویه و لم تدع ذلک؟قلت: جعلت فداک لم أدر أن الأمر یبلغ هذا کله، فقال: یا معاویه و من یدعوا لزواره فی السماء أکثر ممن یدعوا لهم فی الارض، لاتدعه لخوف من أحد. فمن ترکه لخوف رأی من الحسره ما یتمنی أن قبره کان بیده، أما تحب أن یری الله شخصک و سوادک فیمن یدعوا له رسول الله صلی الله علیه و آله؟ أما تحب تکون غدا فیمن تصافحه الملائکه؟ أما تحب أن تکون غدا فیمن یأتی و لیس علیه ذنب به؟ أما تحب أن تکون غدا فیمن یصافح رسول الله صلی الله علیه و آله. [254] .معاویه بن وهب گوید: «به حضور امام صادق علیه السلام که در نمازگاهش بود، رسیدم، نشستم تا نمازش را تمام کرد و شنیدم که با پروردگارش راز و نیاز می کند و می گوید:ای آن که ما را مخصوص کرامت ساخته و وعده ی شفاعت داده ای؛ رسالت را بر عهده ی ما نهاده و ما را وارث پیامبران ساخته ای؛ امت های پیشین را با ما
به سر آورده و ما را ویژه ی گردانیده؛ دانش گذشته و آینده را با ما عطا کرده ای و [ صفحه 254] دل های برخی از مردمان را چنان قرار داده ای که به ما مایلند! من و برادرانم و زیارتگران قبر پدرم، امام حسین علیه السلام، را بیامرز، آنان که از سر رغبت به نیکی ما، و به امید پاداشی که نزد تو، در پیوستگی با ما است، و به خاطر شادمان ساختن، پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله، و به جای آوردن خواسته ی ما از آنان و خشمگین ساختن خصم ما، خود را از وطن، دور می سازند و دارایی شان را خرج می کنند. خدایا، آنان با این کارشان خوشنودی تو را می خواهند، پس تو نیز با خوشنود کردنت، آنان را کفایت کن، و آن ها را در شب و روز به سلامت نگهدار، و تو خود، بهترین جانشین آن ها بر أهل و عیالشان، که در وطن به جا گذاشته اند، از ما باش، و آنان را همراهی کن و از شر هر زورگوی لجوج و آفریده ی ناتوان یا توانمندت، و شیطان های انس و جن، خود، تنها نگهدارنده باش! و به آنان که از وطن خویش دور شده اند، و ما را بر فرزندان و خانواده و خویشانشان، مقدم داشته اند، برترین آرزویی که از تو امید دارند، عطا کن!بار پروردگارا! دشمنان ما به خروج آن ها خرده گرفتند، اما این عیب جویی، آن ها را برخلاف خواسته ی آنان، از حرکت و آمدن به سوی ما بازداشت، پس تو نیز به آن صورت هایی که از تابش خورشید، تغییر یافته اند، مهربانی کن و بر آن گونه هایی که بر مزار امام حسین علیه السلام، از این رو به
آن رو می شوند، رحم آور و بر آن چشمانی که اشکشان از سر دلسوزی به ما جاری گشته، و بر آن دلهایی که برای ما جوشیده و سوخته، و بر آن ناله ها و فریادهایی که برای ما برآمده است، رحم کن! بار پروردگارا!، من این جان ها و بدن ها را به تو می سپارم تا در روز تشنگی، از حوض کوثر، سیرابشان سازی.(راوی گوید:) امام صادق علیه السلام این دعا را، در سجده می خواند. زمانی که از [ صفحه 255] دعا کردن باز ایستاد، به او گفتم: فدایت شوم، به باورم، اگر این دعایی که از شما شنیدم، در حق کسی که خدا را هم نمی شناسد، بود، آتش دوزخ، هر گونه به او آسیبی نمی رساند. به خدا آرزو دارم که به جای حج، به زیارت او می رفتم، امام صادق علیه السلام به من گفت: ای معاویه، تو که به او خیلی نزدیکی، با این حال چه چیزی تو را از زیارت او باز می دارد و چرا زیارت او را ترک گفته ای؟ گفتم: فدایت شوم، من نمی دانستم که ثواب این کار، به آن همه که گفتی، برسد. گفت: ای معاویه، زائران حسین علیه السلام را در آسمان، بیش تر از زمین، دعا می کنند. زیارت او را ترک گوید، به چنان حسرتی گرفتار می آید که آرزو می کند، قبر خویش را به دست خود کنده باشد. آیا دوست نداری خدا خود تو را در میان آنان که رسول خدا دعایشان می کند، قرار دهد؟ آیا دوست نداری فردا از کسانی باشی که فرشتگان با آن ها مصافحه می کنند؟ آیا دوست نداری فردا، جزو کسانی باشی که به عرصه ی محشر می آیند، در حالی که گناهی برای مؤاخذه شدن ندارند؟
آیا دلت نمی خواهد فردا، با کسانی باشی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنان مصافحه می کند؟»
معادل حج و عمره
1. عن أبی سعید المدائنی، قال: دخلت علی أبی عبدالله فقلت له: جعلت فداک آتی قبر الحسین؟ قال: نعم یا أبا سعید ائت قبر ابن رسول الله صلی الله علیه و آله أطیب الطیبین و أطهر الطاهرین و أبر الأبرار، فأذا زرته کتب الله إثنین عشرین [ صفحه 256] عمره. [255] .از ابوسعید مدائنی نقل است که گوید: «به حضور امام صادق علیه السلام رسیدم و از او پرسیدم: فدایت شوم آیا به زیارت قبر امام حسین علیه السلام بروم؟ گفت: آری، ای ابوسعید به زیارت فرزند رسول خدا برو که پاکیزه ترین پاکیزگان پاکترین پاکان و نیک ترین نیکان است که هرگاه زیارتش کنی خدا تو را بیست و دو عمره می نویسد.در روایت دیگری که آن هم از ابوسعید مدائنی، اما به طریقی دیگر، نقل شده است، امام صادق علیه السلام در پایان سخنش می گوید: هر گاه که زیارتش کنی خدا تو را پاداش آزادی بیست و پنج برده نویسد. [256] و در روایت سوم گوید: بیست و پنج حج نویسد. [257] .2. عن أحمد بن محمد بن أبی نصر، قال: بعض أصحابنا أباالحسن الرضا علیه السلام عمن أتی قبر الحسین علیه السلام قال: تعادل حجه و عمره [258] .از احمد، پسر محمد بن أبی نصر، نقل است که: «برخی از یاران ما، از امام رضا علیه السلام درباره ی پاداش کسی که قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کند پرسید. گفت: برابر حج و عمره است.3. عن محمد بن سنان، قال: سمعت الرضا علیه السلام یقول: زیاره قبر الحسین علیه السلام [ صفحه 257] تعدل عمره مبروره مقبوله [259] .محمد
بن سنان گوید: «از امام رضا علیه السلام شنیدم که می گفت: زیارت قبر امام حسین علیه السلام با عمره ای صحیح و پذیرفته شده، معادل است.»4. عن الحسن بن الجهم، قال:قلت لأبی الحسن علیه السلام ما تقول فی زیاره قبر الحسین علیه السلام؟ فقال لی: ما تقول أنت فیه؟ فقلت: بعضنا یقول: حجه و بعضنا یقول: عمره. فقال: هی عمره مبروره مقبوله. [260] .حسن پسر جهم رازی گوید: «به امام رضا علیه السلام گفتم: درباره ی زیارت قبر امام حسین علیه السلام چه می گویی؟ به من گفت: تو خود، در این باره چه می گویی؟ گفتم: برخی از ما می گویند، ثوابش، معادل حج است و بعضی می گویند، معادل عمره است. گفت: ثوابش معادل عمره ای درست و پذیرفته شده است.»5. عن بشیرالدهان، قال: قال أبو عبدالله علیه السلام أیما مؤمن زار الحسین بن علی علیه السلام عارفا بحقه فی غیر یوم عید کتبت له عشرون حجه و عشرون عمره مبرورات متقبلات و عشرون غزوه مع نبی مرسل أو امام عادل. [261] .از بشیر دهان نقل است که امام صادق علیه السلام گفت: «هر مؤمنی که امام حسین علیه السلام را، با شناخت حقش، در روزی غیر از روز عید، زیارت کند، بر او بیست حج و بیست عمره ی صحیح و پذیرفته شده و بیست جهاد به همراهی پیامبری فرستاده شده یا پیشوایی دادگر، نوشته می شود.» [ صفحه 258] 6. عن زید الشحام، عن أبی عبدالله علیه السلام قال: زیاره قبر الحسین علیه السلام تعدل عندالله عشرین حجه و أفضل من عشرین حجه. [262] .زید شحام از امام صادق علیه السلام روایت می کند که گفت: «زیارت قبر ا مام حسین علیه السلام با بیست حج معادل است؛ بلکه از بیست حج هم برتر است.»7.
عن شهاب بن عبد ربه - أو عن رجل، عن شهاب - عن أبی عبدالله علیه السلام قال: سألنی فقال لی: یا شهاب کم حججت من حجه؟ قال: فقلت: تسع عشره. قاتل: فقال لی: تمتها عشرین حجه یکتب لک زیاره الحسین علیه السلام [263] .از شهاب پسر عبد ربه - یا از مردی که وی روایت کند - نقل است که امام صادق علیه السلام از من پرسید: ای شهاب، چند بار حج گذارده ای؟ گفتم: نوزده. به من گفت: حج بیستم را که تمام کنی. تازه پاداش زیارت امام حسین علیه السلام برای تو نوشته شود.»8. عن حذیقه بن منصور، قال: قال أبوعبدالله علیه السلام: کم حججت؟ قلت: تسع عشره. قال: فقال: أما إنک لو أتممت إحدی و عشرین حجه لکنت کمن زار الحسین بن علی علیه السلام. [264] .حذیفه، پسر منصور گوید: «امام صادق علیه السلام از من پرسید: چند حج به جا آورده ای؟ گفتم: نوزده. گفت: اگر بیست و یک حج را تمام کنی، تازه چون کسی خواهی بود که امام حسین علیه السلام را زیارت کرده است» [ صفحه 259] 9. عن صالح النیلی قال: قال أبو عبدالله علیه السلام: من أتی قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه کمن حج مائه مع رسول الله صلی الله علیه و آله. [265] .صالح نیلی گوید که امام صادق علیه السلام گفت: «کسی که قبر حسین علیه السلام را با شناخت، حقش، زیارت کند، مانند کسی است که همواره رسول خدا صلی الله علیه و آله، صد حج گذارده است.»10. عن مالک بن عطیه، عن أبی عبدالله علیه السلام قال: قال من زار قبر أبی عبدالله علیه السلام کتب الله له ثمانین حجه مبروره [266] .از مالک بن عطیه نقل است
که امام صادق علیه السلام گفت: «هر کس قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کند، خداوند برایش هشتاد حج صحیح می نویسد.»11. عن موسی بن القاسم الحضرمی قال: ورد أبو عبدالله علیه السلام فی أول ولایه أبی جعفر فنزل النجف فقال: یا موسی اذهب الی الطریق الأعظم فقف علی الطریق فانظر فإنه سیجیئک رجل من ناحیه القادسیه فإذا دنا منک فقل له: ههنا رجل من ولد رسول الله صلی الله علیه و آله یدعوک فسیجی ء معک. قال: فذهبت حتی قمت علی الطریق و الحر شدید، فلم أزل قائما حتی کدت أعصی و أنصرف و أدعه، إذ نظرت إلی شی ء مقبل شبه رجل علی بعیر. قال: فلم أزل أنظر ألیه حتی دنا منی فقلت له: یا هذا ههنا رجل من ولد رسول الله صلی الله علیه و آله یدعوک و قد و صفک لی، قال اذهب بنا إلیه. قال: فجئته حتی أناخ بعیره ناجیه قریبا من الخیمه أسمع الکلام و لا أرهما، فقال [ صفحه 260] أبو عبدالله علیه السلام: من أین قدمت؟ قال: من أقصی الیمن. قال: فأنت من موضع کذا و کذا؟ قال: نعم أنا موضع کذا و کذا. قال: فبما جئت ههنا؟ قال: جئت زائرا للحسین علیه السلام. فقال أبوعبدالله: فجئت من غیر حاجه لیس ألا الزیاره؟قال: جئت من غیر حاجه لیس إلا أن أصلی عنده و أزوره و أسلم علیه و أرجع إلی أهلی.قال له أبو عبدالله علیه السلام: و ما ترون من زیارته؟ قال: نری فی زیارته البرکه فی أنفسنا و أهالینا و أولادنا و أموالنا و معایشنا و قضاء حوائجنا. قال: فقال له أبو عبدالله علیه السلام: أفلا أزیدک من فضله فضلا یا أخا الیمن؟ قال: زدنی یابن رسول الله صلی
الله علیه و آله فتعجب من ذلک، فقال: إی والله حجتین مبرورتین متقبلتین زاکیتین مع رسول الله صلی الله علیه و آله فتعجب من ذلک، فلم یزل أبو عبدالله علیه السلام یزید حتی قال: ثلاثین حجه مبروره متقبله زاکیه مع رسول الله صلی الله علیه و آله [267] .موسی، پسر قاسم حضرمی، گوید: «امام صادق علیه السلام در نخستین روزهای ولایت ابوجعفر به عراق آمد و در نجف منزل کرد و به من گفت: ای موسی، برو در کنار راه اصلی بایست و چشم به راه مردی که از جانب قادسیه می آید، باش. وقتی که به تو نزدیک شد به او بگو: «آن جا، مردی از فرزندان رسول خدا، تو را می خواند»، او با تو خواهد آمد. موسی گوید: «من رفتم و در راه ایستادم. هوا به شدت گرم بود، آن قدر ایستادم که نزدیک بود، سرکشی کنم و منصرف گردم و رهایش سازم که چشمم به چیزی شبیه مردی سوار بر شتر، افتاد، که به سوی من [ صفحه 261] می آمد. آن قدر چشم به او دوختم تا به من نزدیک شد. به او گفتم، ای آقا! آن جا مردی از فرزندان رسول خدا، تو را می خواند. او پیش تر تو را به من معرفی کرده است. گفت: ما را پیش او ببر.موسی گوید: «او را آوردم. شترش را در جایی، نزدیک خیمه ی امام خواباند. امام صادق علیه السلام او را خواند و بادیه نشین، به نزدش رفت. من خود را تا در خیمه نزدیک ساختم، به طوری که سخنانشان را می شنیدم اما خودشان را نمی دیدم.امام صادق علیه السلام از او پرسید: از کجا آمده ای؟ گفت: از آن سوی یمن. امام گفت: تو از فلان