مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق(قدس سره): امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام صفحه 49

صفحه 49

یتغذی و علی بن الحسین علیه السلام صائم، فقال: له الرجل: إنی دخلت علی الحسن علیه السلام و هو یتغذی و أنت صائم، ثم [ صفحه 339] دخلت علیک و أنت مفطر؟ فقال: أن الحسن علیه السلام کان إماما فأفطر لئلا یتخذ صومه سنه و لیتأسی به الناس فلما أن قبض کنت أنا الإمام فأردت أن لایتخذ صومی سنه فیتأسی الناس بی. [369] .از امام صادق علیه السلام نقل است که گفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله فقط به علی علیه السلام وصیت کرد و علی علیه السلام به حسن علیه السلام و حسین علیه السلام با هم وصیت کرد. در حالی که امام حسن علیه السلام پیشوای امام حسین علیه السلام بود. مردی در روز عرفه بر امام حسن علیه السلام وارد شد و دید، او غذا می خورد، اما حسین علیه السلام روزه دار است. سپس، بعد از آن که امام حسن علیه السلام وفات کرد، در روز عرفه بر امام حسین علیه السلام وارد شد و این بار، دید که او غذا می خورد، اما حضرت سجاد علیه السلام روزه دار است. آن مرد به امام حسین علیه السلام گفت: من یک بار، به حضور امام حسن علیه السلام رسیدم و دیدم روزه نگرفته اما تو روزه داری، و اینک در همین روز عرفه، تو را می بینم که در خود روزه دار نیستی!؟امام حسین علیه السلام گفت: برادرم، حسن علیه السلام چون امام بود، امروز را روزه نمی گرفت، تا روزه اش به عنوان رسمی دینی، مرسوم نگردد و مردم نیز از او پیروی کنند؛ اما وقتی که او وفات کرد، من امام شدم و خواستم که روزه ام را آیین دینی نپندارند و مردم نیز از من پیروی کنند. ]و چیزی را که از نظر دین، لازم و

ضرور نیست واجب و مرسوم نسازند.[»3. کان أبو عبدالله الحسین بن علی علیه السلام: اذاصام یتطیب بالطیب و یقول: الطیب [ صفحه 340] تخفه الصائم. [370] .هر گاه امام حسین علیه السلام روزه می گرفت، خود را با عطر خوشبو می ساخت و می گفت: ارمغان روزه دار، بوی خوش است.

مواعظ و آداب


1. عن الحسین بن علی علیه السلام قال: إن أعمال هذه الامه ما من صباح إلی و تعرض علی الله تعالی. [371] .امام حسین علیه السلام گفت: «بامدادی نیست، مگر این که در آن، کارکرد این امت (مسلمانان) بر خداوند متعال، عرضه می شود.»2. عن الحسین بن علی علیهماالسلام إنه قال: من سره أن ینسأ فی أجله و یزاد فی رزقه فلیصل رحمه. [372] .از امام حسین علیه السلام روایت است که گفت: «هر که خوش دارد، زمان مرگش به تأخیر افتد و رزق و روزیش افزوده گردد، صله ی رحم کند ]پیوند خویشاوندی را نگسلد[.»3. عن الحسین بن علی علیهماالسلام إنه قال: وجد لوح تحت حائط مدینه من المدائن فیه مکتوب: أنا الله لا اله الا انا و محمد نبیی و عجبت لن أیقن بالموت کیف یفرح؟! و عجبت لمن ایقن بالقدر کیف یحزن؟! و عجبت لمن اختبر الدنیا کیف [ صفحه 341] یطمئن؟! و عجبت لمن أیقن بالحساب کیف یذنب؟! [373] .از امام حسین علیه السلام نقل است که گفت: «زیر دیوار یکی از شهرها لوحی پیدا شد که در آن نوشته شده بود: من خدایم و معبودی جز من نیست و محمد پیامبر من است و در شگفتم، از کسی که به مرگ، یقین دارد، چگونه شادی می کند؟! و در شگفتم از کسی که به سرنوشت، یقین دارد، چگونه اندوهناک می گردد؟! و در

شگفتم از کسی که این دنیا را آزموده است، چگونه آن را مایه ی آرامش خود قرار می دهد؟! و در شگفتم از کسی که به روز حساب و بازرسی حتم دارد، چگونه گناه می کند؟!»4. عن الحسین بن علی علیه السلام أنه دخل المستراح، فوجد لقمه ملقاه، فدفعها الی غلام فه فقال: یا غلام اذکرنی بهذه اللقمه إذا خرجت فأکلها الغلام، خرج الحسین بن علی علیه السلام قال: یا غلام أین اللقمه؟ قال: أکلتها یا مولای، قال: أنت حر لوجه الله تعالی. قال له رجل: أعتقته یا سیدی؟ قال: نعم، سمعت جدی رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: من وجد لقمه ملقاه فسمح منها أو غسل ما علیها ثم أکلها لم تستقر فی جوفه إلا اعتقه الله من النار. [374] .روایت است که امام حسین علیه السلام داخل مستراح شد و دید لقمه ای بر زمین افتاده است. آن را به غلامش داد و گفت: غلام وقتی که بیرون آمدم، این لقمه را به من یادآوری کن. غلام لقمه را خورد، و زمانی که امام حسین علیه السلام بیرون آمد، از غلام پرسید: لقمه کو؟ گفت: سرورم! آن را خوردم. امام حسین علیه السلام گفت: تو از این [ صفحه 342] پس، به خاطر خداوند متعال، آزادی. مردی به او گفت: مولای من، او را آزاد کردی؟! گفت: آری، از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می گفت: هر کس لقمه ی افتاده ای را بیابد، که آن را پاک سازد یا بشوید و سپس آن را بخورد، قبل از این که لقمه درونش جای بگیرد، خدا وی را از آتش دوزخ، آزاد کند.»5. عن شریح بن هانی، قال: سأل أمیرالمؤمنین علیه السلام

ابنه الحسن بن علی فقال: یا بنی ما العقل؟ قال: حفظ قلبک ما استودعته. قال: فما الحزم؟ قال: أن تنتظر فرصتک و تعاجل ما أمکنک. قال: فما المجد؟ قال: حمل المغارم و ابتناء المکارم. قال: فما السماحه؟ قال: اجابه السائل و بذل النائل. قال: فما الشح؟ قال: ان تری القلیل سرفا و ما انفقت تلفا. فما السرقه؟ قال: طلب الیسیر و منع الحقیر. قال: فما الکلفه؟ قال: التمسک بمن لایؤمنک و النظر فیما لایعنیک. قال فما الجهل؟ قال: سرعه الوثوب علی الفرصه قبل الاستمکان منها و الإمتناع عن الجواب، و نعم العون الصمت فی مواطن کثیره و إن کنت فصیحا.ثم أقبل صلوات الله علیه علی الحسین ابنه علیه السلام فقال له: یا بنی ما السؤدد؟ قال: اصطناع العشیره و احتمال الجزیره. قال: فما الغنا؟ قال: قله أمانیک و الرضا بما یکفیک. قال: فما الفقر؟ قال: الطمع و شده القنوط. قال: فما اللوم؟ قال: إحراز المرء نفسه و إسلامه عرسه. قال: فما الخرق؟ معاداتک أمیرک و من یقدر علی ضرک و نفعک.ثم التفت إلی الحارث الأعور فقال: یا حارث علموا هذه الحکم أولادکم فإنها زیاده فی العقل و الحزم و الرأی. [375] . [ صفحه 343] از شریح بن هانی نقل است که: «امیرمؤمنان از پسرش، امام حسن علیه السلام، پرسید، پسرم، عقل چیست؟ گفت: دلت آن چه را که به آن سپرده ای، نگهدارد. گفت: دوراندیشی چیست؟ گفت: منتظر موقعیت مناسب باشی و کاری را که می توانی، به شتاب دریابی. گفت: بزرگواری چیست؟ گفت: تحمل تاوان ها و بنیان گذاری بزرگواری ها. گفت: بزرگی چیست؟ گفت: پذیرش خواهشگر و بخشش بیشتر. گفت: تنگ نظری چیست؟ گفت: خرج اندک را اسراف بینی و

آن چه را که انفاق کرده ای، از دست رفته و هدر شده پنداری. گفت: پس دزدی چیست؟ گفت: این که برای خود حتی اندک را بخواهی و از دیگران، حتی ناچیز را بازداری. گفت: سخت گیری چیست؟ گفت: اتکاء به کسی که تو را باور ندارد و اندیشیدن در چیزی که، تو را به کار نیاید. گفت: نادانی چیست؟ گفت: شتاب در فرصت طلبی پیش از سنجش توانایی و خودداری از پاسخ گویی. و سکوت، چه یاریگر خوبی است، در بیشترینه ی جاها حتی اگر سخنور و زبان آور باشی.امیرمؤمنان، سپس رو به پسرش، حسین علیه السلام کرد و از او پرسید: پسرم، سروری چیست؟ گفت: اصلاح کار خویشان و جبران لغزش های زیردستان را به گردن گرفتن، پرسید: بی نیازی چیست؟ گفت: آرزوهایت اندک باشد و به آن چه تو را کافی است، راضی باشی. پرسید: نیازمندی چیست؟ گفت: آزمندی و سختی ناامیدی. پرسید پستی چیست؟ گفت: این که، مرد خود را بپاید همسرش را فروگذارد. پرسید: حماقت چیست؟ گفت: با فرمانده ی خود و کسی که بر سود و زیان تو تواناست، دشمنی ورزی.امیرمؤمنان رو به حارث اعور کرد و گفت: حارث، این حکمت ها و اندرزها را به فرزندانتان بیاموزید که فزایده ی خردورزی، دوراندیشی و تدبیرند.» [ صفحه 344] 6. عن زیاد القندی عن موسی بن جعفر، عن أبیه جعفر بن محمد، عن أبیه محمدبن علی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علی علیهاالسلام قال: لما خلق الله عزوجل موسی بن عمران کلمه علی طور سیناء ثم اطلع علی الأرض إطلاعه فخلق من نور وجهه العقیق. ثم قال: آلیت بنفسی علی نفسی ألا أعذب کف لابسه إذا تولی علیا

بالنار. [376] .زیاد قندی از امام موسای کاظم علیه السلام نقل کند که به واسطه ی نیاکانش از امام حسین علیه السلام روایت کرد که گفت: «زمانی که خداوند متعال، حضرت موسی را آفرید، در طور سینا با او سخن گفت، سپس با التفات ویژه ای بر زمین متجلی گشت و از نور جمالش، عقیق را آفرید. سپس گفت: به خودم سوگند می خورم، دست هر آن کس که آن را به دست کند، اگر علی علیه السلام را دوست داشته باشد، با آتش، عذاب نکنم.7. عن علی بن موسی الرضا، عن الإمام موسی بن جعفر عن الصادق جعفر بن محمد، عن الباقر محمد بن علی، عن سید العابدین علی بن الحسین، عن سید شباب أهل الجنه الحسین بن علی، عن سیدالأوصیاء علی بن أبی طالب علیهم السلام عن سیدالانبیاء محمد صلی الله علیه و آله قال: لاتنظروا إلی کثره صلوتهم و صومهم. کثره الحج و المعروف و طنطنتهم باللیل و لکن انظروا إلی صدق الحدیث و أداء الأمامه. [377] .از امام رضا علیه السلام روایت است که آن حضرت به نقل از امام موسای کاظم علیه السلام و او از امام جعفر صادق علیه السلام و او از امام محمد باقر علیه السلام و او از سرور عبادتگران، [ صفحه 345] امام سجاد علیه السلام و او از سرور جوانان بهشت، امام حسین علیه السلام، و او از سرور أوصیاء امام علی علیه السلام و او از سرآمد پیامبران، حضرت محمد صلی الله علیه و آله، نقل کردند که گفت: «به فزونی نما و روزه ی مردمان و زیاد بودن حج و کار نیک و سر و صدای شبانه ی آنان (در اشتغال به عبادت و قرائت قرآن) نگاه نکنید، بلکه

به راستی سخن و پرداخت امانت بنگرید. [378] [379] .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه