رسول ترک آزاد شده امام حسین علیه السلام صفحه 47

صفحه 47

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری آن روز حاج رسول همان طوری که دسته عزاداری از اول تا آخر بازار در حرکت بود، همین یک بیت را با شرح و توضیحاتی که می داد شاید سه چهار مرتبه برای مردم خواند و آنها را واقعاً به شدّت به گریه انداخت. البته با یک مقدمات و با یک توضیحات و حرف های مناسبی که من الآن به خوبی در یادم نمانده است.

خاطره بیست و یکم

قطعه ای درباره حضرت علی اکبر علیه السلام حاج حسین نوتاش یکی از نوحه خوان ها و پیر غلامهای امام حسین علیه السلام می گفت: یک روز در خانه یکی از دوستان، جلسه روضه ای بر پا بود که حاج رسول نیز در آن جا حضور داشت. آن روز حاج رسول تندتند یک قطعه ای از

یک شعر ترکی را با گریه می خواند و از شاعر و سراینده آن شعر تعریف و تمجید می کرد. آن شعر به قدری حاج رسول را منقلب کرده بود که او می گفت: این مصرع به قدری خوب و عالی است که باید آن را بر سر چهار راه ها نصب کنند تا همه مردم آن را ببینند. آن قطعه و مصرع این بود که:

آدون علی دی آتام سان آتام سنه قربان این شعر زبان حال امام حسین علیه السلام خطاب به حضرت علی اکبرعلیه السلام است که می فرماید:

نامت علی است، پدرم هستی، پدرم به فدای تو

امّا از سوی دیگر صاحبخانه از این شعر بسیار ناراحت شده بود. او بالاخره با صدای بلند گفت: این شاعر آدمی بسیار بی ادب بوده است.

او با این شعرش به حضرت امیر المؤمنین علیه السلام جسارت کرده است، معنا ندارد که حضرت امیرعلیه السلام فدای جناب علی اکبرعلیه السلام بشوند...

کم کم بعضی از حاضران نیز حرف ها و استدلال های صاحبخانه را تأیید کردند و شروع به کوبیدنِ آن شاعر نمودند. ولی حاج رسول با جدّیت و بدون هیچ تردیدی از آن شاعر و شعرش دفاع می کرد و از حرفش برنمی گشت. حاج رسول می گفت: این شاعر که نمی خواهد بگوید که نعوذ باللَّه، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فدای جناب علی اکبرعلیه السلام بشود، بلکه این یک نوع مرثیه خوانی است. مگر حضرت زینب علیها السلام نیز در روز عاشورا خطاب به امام حسین علیه السلام نمی گفت: پدر و مادرم به فدای تو... .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه