رسول ترک آزاد شده امام حسین علیه السلام صفحه 78

صفحه 78

یا حسین علیه السلام! تو با رسول چه کردی که ما را نیز این چنین شیفته و کنجکاو کرد تا بدانیم او چگونه جان داده است؟!

یا حسین علیه السلام! به ما هم نظری بفرما.

یا حسین علیه السلام! ما هم لحظه جان دادن را در پیش داریم.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند.

بالاخره لحظه جان دادن و وفات رسول ترک فرا می رسد. دیگر وقتِ آن رسیده بود تا رسول ترک نیز همانند همه انسان ها، چه مسلمان و چه کافر، چه عاشق و چه غافل، چشم از این دنیای فانی و زودگذر بر بندد. در آن آخرین لحظات حاج اکبر آقای ناظم، شاهد و ناظر بوده است که یک دفعه یک وجد و خوشحالی برای رسولِ تُرک حاصل می شود و او با یک شور و حالی زاید

الوصف، صدایش را بلند می کند و به زبان ترکی می گوید:

«آقام گَلْدی، آقام گلدی. (آقایم آمد، آقایم آمد،) آقام گلدی، آقام گلدی...»

و سپس بلافاصله و با آغوشی باز، جان را به جان آفرین تسلیم می کند... .

همان شب در نجف اشرف!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه