دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 1063

صفحه 1063

زان ماجرا که رفت به میدان کربلاعقل است مات و واله و حیران کربلا

دریای عشق حق به تلاطم چو اوفتادجوشید موج خون ز بیابان کربلا

یا رب چه شد که کشتی نوح نجی فتاددر لجّه ی «1» هلاک به طوفان کربلا

از بازی سپهر سر سروان دین افتاد همچو گوی به میدان کربلا

زان عشق و آن شهادت و آن صبر و آن یقین عقل است مَحو و سر به گریبان کربلا

در منزلت فزونتر و در رتبه برتر است از بام عرش، پایه ی ایوان کربلا

فخر حسین و ننگ یزید است تا ابدسر لوحه ی جریده ی دیوان کربلا

کاری که حق به درگه عدلش ظُلامه «2» ساخت یا للعجب، یزید از او بارنامه ساخت

5

هر تیر کز کمان کمین بلا بجَست گویی نشانه اش دل اولاد فاطمه ست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه