دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 1185

صفحه 1185

بمان ای کاروان سالار فارغ دل درین منزل که من با کاروانی حسرت و آه و فغان رفتم

تو ماندی با شهیدان در زمین کربلا و من به سوی شام همراه زنان و کودکان رفتم

تو کردی آشیان در این چمن ای عندلیب جان من آخر بال و پر بشکسته از این آشیان رفتم

به سوی غربت از این دشت با صد ناله و شیون به همراه اسیران چون درای کاروان «2» رفتم «3» ***

گل بی خار:

ای شمع فروزان به شبستان که بودی؟دیشب به کجا رفتی و مهمان که بودی؟

از دوری روی تو من آرام ندارم ای جان من آرام دل و جان که بودی؟

من دیده چو یعقوب به ره دوخته بودم ای یوسف گم گشته، به زندان که بودی؟


______________________________
(1)- سخنوران نامی معاصر؛ ج 5، ص 2945.
(2)- درای کاروان: رنگ قافله.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه