دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 1199

صفحه 1199

آب می خواست ببوسد لبت اما هیهات این سبک مایه کم از همت و مقدار تو بود

پیش دریای کمال تو عطشناک و حریص آب گفتم من و «از خاک» گهربار تو بود «1» ***

پرتو وفا:

بنواز نائی دل، نی شور نینوا راکه به پا نموده گردون همه خیمه ی عزا را

به صفای جرعه ای می ز خُم ولای جانان ز وفا بلا خریدند بلا کشان بلا را

به فرات چشم عباس نگر که نور فضلش به سر جهان فکنده همه پرتو وفا را

ز نگاه لعل سیراب بخون لاله رویان بنگر چو چشم حسرت زده، چشمه ی بقا را

به عزای شاه خوبان متحیّرم چه گویم؟ز تنش بیان کنم یا سر از بدن جدا را

به کدام کیش و آیین بود این ستم شعاری که ز کین روا بدارند جفای ناروا را

سر و جان عالمی باد فدای پیر عشقی که نکو به سر رسانید اطاعت خدا را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه