مردم
به روی بال ملایک نشسته اندبنگر ببین شرافت این خیمه تا کجاست
با چشم دل نگر به عزا خانه ی حسین مهدی، عزیز فاطمه خود صاحب عزاست ***
قربانگاه عشق:
در منای دوست جان دادن خوش است غرق خون در سجده افتادن خوش است
دادن سر بر سرِ پیمان عشق خون چکان بر نیزه استادن خوش است
با تن بی سر به قربانگاه عشق سینه را بر خاک بنهادن خوش است
با کمال شوق در یک نصف روزجان هفتاد و دو تن دادن خوش است
در بر تیر بلایِ عشقِ دوست سینه را مردانه بگشادن خوش است
نوجوان مه جبین را تشنه کام جانب مقتل فرستادن خوش است