دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 1361

صفحه 1361

دید روشن مشعل اقبال خویش با زبان گریه گفت احوال خویش

گریه گریه آمد از آغوش مام چون گلی خوشبو به دستان امام

شد از آن گل گونه ی دیگر حسین رفت تا برپا کند محشر حسین

از کمان حرمله تیری گذشت بر گلوی نازک اصغر نشست

غنچه ی دل گل شد و خندید خون دست گلکار زمان بوسید خون

مرغ جان پرواز کرد و پر فشانددست پر خون، خون بگردون برفشاند

گشت پرپر نوگل باغ حسین تازه شد بار دگر داغ

حسین

رفت و آن گل را به گل کاران سپردجسم و جانش را به دلداران سپرد ***

اتمام حجت و همآورد طلبی حضرت امام حسین (ع):

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه