دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 246

صفحه 246

آفاق به سر خاک سیه ریخت ز ظلمت در خاک نهان گشت چو خورشید امامت

آن روز که کندند ز جا خیمه ی او راچون کرد دگر خرگه افلاک اقامت؟

بر نیزه چو دید آن سر آغشته به خون راپنداشت جهان سر زده خورشید قیامت

هرکس که تن بی نفسش دید و نفس زدباشد ز نفس بر لبش انگشت ندامت

آن کس که لب تشنه ی او دید و نشد آب بر سینه زند از دل خود سنگ ملامت

آن را که نشد دیده پر از خون ز عزایش باشد مژه دندان، نگه انگشت ندامت

آن کیست که چون لعل پر از خون جگر نیست در ماتم آن گوهر دریای کرامت ***

ای ناله ز جا خیز که شد ماه محرّم ای گریه فرو ریز که شد نوبت ماتم

ای مردمک از اشک فرو ریختن آموزدر ماتم شاه شهدا، سرور عالم

تابان نه هلال است درین ماه ز گردون بر سینه کشیده ست الف قرص مه از غم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه