دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 273

صفحه 273

11

هرکس ز پای تا سرِ این داستان گذشت از جان خویش سیر شد و از جهان گذشت

این قصّه کش تمام شنیدن نمی توان آیا به خاندان نبوت چه سان گذشت

یکجا به خاک این همه گل، هیچگه نریخت چندان که بر زمانه بهار و خزان گذشت

گردون فشاند خاک به سر، وین غریب نیست این ماتمی نبود که از وی توان گذشت

نم در جگر نماند فلک را ز بس گریست فریاد العطش چو ز هفت آسمان گذشت

در خون تپید پیکر فرزند مرتضی ای جان برآ که کار ز آه و فغان گذشت

تنها مگو به آل نبی رفت این ستم از این عزا ببین که چه بر انس و جان گذشت

سهلست با عزای جوانان اهل بیت از روزگار هرچه به پیر و جوان گذشت

دیگر ز درد ساکن بیت الحزن مگوبنگر چه ها ز جور به آن خاندان گذشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه