دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 378

صفحه 378

گیرم که من به کیش شمایم گناهکارآخر گنه چه آمد از این طفل بی گناه

جز با زبان تیر، جوابش کسی ندادجز زهر داده

پیکان، آبش کسی نداد

8

از سوز سینه در دل او چون نماند تاب تیغ از میان کشید شه دین چو آفتاب

شمشیر شلعه بار برآورد از نیام چون آفتاب و صاعقه از چرخ و از سحاب

روباه وار جمله گریزان شدی سپاه هردم که کرد حمله بر اعدا چو شیرِ غاب

رُمحِ فلک شکاف چنان کرد سرکشی در دست او که زَهره ی افلاک گشت آب

چون دید کردگار که از ضرب تیغ اوشاید که از خیام فلک بگسلد طناب

بهر بقای عالم و ابقای کاینات از ماورای عرش به جبریل شد خطاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه