دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 453

صفحه 453

«یا رب، تو آگهی که مرا دادرس نماندوز نو خطانِ آل علی هیچ کس نماند»

6

از پیش خصم سرور دین چون گذر نداشت جز حربگه به هیچ رهی راه برنداشت

در زیر زین کشید عقاب پرنده راکش تُندی عقاب بُد و بال و پر نداشت

زینب برون دوید و رکابش گرفت زودکز سروران جیش، تنی را دگر نداشت

آمد به پیش لشکر و حجّت تمام کردصد حرف راست گفت و در آنها اثر نداشت

خاتم شد او و خیل دغا حلقه گِرد اوکز آن میان به هیچ طرف ره به در نداشت

از فرط تیر و تیغ تن پاک او نمودنخلی که غیر خنجر و پیکان ثمر نداشت

از پا فتاد زینب وقتی گشاد چشم بر پیکر شریف برادر که سر نداشت

بر اشک او نسوخت دل دشمنان بلی باران لطیف بود و اثر در حجر نداشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه