دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 458

صفحه 458

11

داند خدا که تا که به پا کرده خافقین «1»کس سر نداده در ره مهرش به از حسین

جان را شمرده در تن خود دَینی از حبیب و انگه نمود در بر جانان ادای دَین

علمش چو عین بوده، سراسر نقوش علم آورده خوش ز علم، سراسر به سوی عین

آن را که عینِ هستی خود نصب عین شدتبدیل عین هستی خویش است فرض عین

زان حالتی که بین وی و حق وقوع داشت تا حالت تصوّر ما، بس که فرق و بین

او را نبود عجز به دشمن ز بیم جان صفین نه کم ز غزوه ی بدر آمد و حُنین

این بود حکمت ار ننمودی علاج خصم شاهی که حکم داشت به تغییر عالمین

ای پادشاه عادل و ای داور قضادر این قضیه چاره چه باشد به جز رضا؟

12

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه