دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 480

صفحه 480

یزدان به قدر مهر و ولاشان بلا فزودتا سنجد آنچه لاف ز بهر ولا زدند

کردند امتحان و پس آنگاه تاج قرب بر فرق هر که داشت دلی مبتلا زدند

زین خاکدان چو رشته ی الفت گسیختندبر فرق چرخ، خرگه مجد و علا زدند

گفتند در بلاد بلا خسروی سزاست این سکّه را به نام

شه کربلا زدند

شاهی که بود چرخ شرف را چو آفتاب وز شرمش آفتاب فلک رفت در حجاب

4

ای چرخ، سالهاست که بیداد کرده ای امروز این طریقه نه بنیاد کرده ای

نشنیده ام دلی که ز اندُه نخسته ای یا خاطری که یک نفس شاد کرده ای

لیک از هزار دل که ببستی به بند غم یکبار هم دلی ز غم آزاد کرده ای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه