دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 489

صفحه 489

این شاه بی سپاه که با لشکر دعاهر شب به چرخ برد شبیخون، حسین توست

زینسان ز پا فتاده در این آفتاب گرم این سرو نازپرور موزون، حسین توست

بی قیمت اوفتاده چو این خاک تیره رنگ این تابناک گوهر مکنون، حسین توست»

چندی چو با رسول سئوال و جواب کردرو در بقیع کرد و به مادر خطاب کرد:

11

«کای مادر، اضطراب دل زار ما ببین اولاد خود اسیر گروه دغا ببین

چو چشم خویش سینه ی پر خون ما نگرچون موی خویش حال دل زار ما ببین

هر سو دلی ز فرقت یاری زبون نگرهر جا سری ز پیکر پاکی جدا ببین

بگشای چشم و تازه نهالان خویش رابر خاکِ رهگذار سموم بلا ببین

آن گوهری که چون صدفش پروریده ای بی آب مانده از ستم اشقیا ببین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه