دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 491

صفحه 491

از انقلاب و ولوله ی کربلا مگوی کافاق پر ز ولوله و انقلاب شد

احوال این قیامت کبری مگو، کز اوبر پا غریو محشر و هول حساب شد

تا دل شنید قصه ی بی یاری حسین از اضطراب خون شد و از غصّه آب شد

از حال تشنگان چه شماری کز این سخن ماء معین به کام جهان زهر آب شد

هر نوجوان به قصه ی اکبر چو گوش دادافسرد و ناامید ز عهد شباب شد

خاموش کن «وقار» که در ماتم حسین (ع)قائل شکسته دل شد و سامع کباب شد

یا رب، «وقار» فکر دم واپسین نکردکاری که دستگیر شود، غیر از این نکرد «1»

قسمتی از ترکیب بند در مرثیه:

باز برآمد هلال ماه محرّم دوره ی اندوه رسید و نوبت ماتم

زلزله افتاد در قوائم گردون ولوله افتاد در سلاله ی آدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه