دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 522

صفحه 522

اطفال حزین یکسر از داغ تو در آذرپاها همه در زنجیر سرها به گریبان ها

شاها، نه همین «جودی» جان بر تو فدا سازدای شه به فدای تو بادا همه ی جان ها

***

بی تو جز ناله مپندار مرا کاری هست یا به جز محنت و اندوه و غمم یاری هست

غیر داغ غمت ای شاه که با من شده یارحاش للّه که مرا همدم و غم خواری هست

ما سوی شام روانیم ز جا خیز حسین که به هر قافله ای قافله سالاری هست

عابدین زار و زدند آتش کین خیمه ی اواندر آن خیمه نگفتند که بیماری هست

از اسیران ستم در کف صیّاد بلاهر طرف ناله ای از مرغ گرفتاری هست

عهد خود را تو به سر بردی و شد نوبت من نه مرا هیچ ز عهد ازل انکاری هست

این من این جمع اسیران بلا این ره شام که به هر منزلش از بهر من آزاری هست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه