دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 562

صفحه 562

از پشت زین، قدم چو به روی زمین نهادافتاد و سر به سجده ی جان آفرین نهاد

9

گفت ای حبیب دادگر، ای کردگار من امروز بود در همه عمر انتظار من

این خنجر کشیده و این حنجر حسین سر کو نه بهر توست نیاید به کار من

گو تارهای طره ی اکبر به باد روتا باد توست مونس شبهای تار من

گو بر سر عروس شهادت نثار شودرّی که بود پرورشش در کنار من

خضر ار ز جوی شیر چشید آب زندگی خون است آب زندگیِ جویبار من

عیسی اگر ز دار بلا زنده برد جان این نقد جان به دست سر نیزه دار من

در گلشن جنان به خلیل ای صبا بگوبگذر به کربلا و ببین لاله زار من

در خاک و خون به جای ذبیح منای خویش بین نوجوان سروقد و گل عذار من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه