دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 568

صفحه 568

آن سرو قامتی که تو دیدی ز غم خمیددیدی که چون کشید غم آخر کمان من

رفت آن که بود بر سرم آن سایه ی همای شد دست خاکبیز کنون سایبان من

گفتم ز صد یکی به تو از حال کوفه، باش کز بارگاه شام برآید فغان من»

پس رو به سوی پیکر آن محتشم گرفت گفت این حدیث، طاقت اهل حرم گرفت

15

اندر جهان عیان شده غوغای رستخیزای قامت تو شور قیامت، به پای خیز

زینب بَرَت «بضاعتِ مزجاهِ» جان به کف آورده با ترانه ی «یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ»: «1»

«هرکس به مقصدی ره صحرا گرفته پیش من روی در تو و دگران روی در حجیز «2»

بگشا ز خواب دیده و بنگر که از عراق چونم به شام می برد این قوم بی تمیز


______________________________
(1)- اشاره به آیه 88 سوره یوسف؛ «یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَهٍ مُزْجاهٍ ...» ای عزیز مصر با همه اهل بیت خود به فقر و قحطی و بیچارگی گرفتار شدیم و با متاعی ناچیز و بی قدر حضور تو آمدیم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه