دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 656

صفحه 656

شو به شام و کوفه خواهر در به درتا که بشناسند خلقت سر به سر

من بدون این اسیری گر شهیدمی شدم هم باز حق بد ناپدید

آن اسیری زین شهادت بس سر است در اسیری تو حق پیداتر است «1» ***

سرّ طلب یاری نمودن:

لا جرم در کربلا عشاق چندبانگ حق چون شد ز نای حق بلند

کالصلا ای عاشقان جان فروش ز ان صدا کردند ترک جان و هوش

خود منادی شد خدا و زد صدااهل رحمت را که یاران الصلا

من لباس آدمی کردم به برتا مؤثر را که بیند در اثر

عاشق خود بودم و در این لباس جلوه کردم تا که باشد حق شناس

رخت بستم واحد از ملک وجودآمدم تنها به میدان شهود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه