دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 694

صفحه 694

اسیری خود گرفتم سهل، لکن با گرفتاری غُل و زنجیر و آهن با تن تب دار یعنی چه

بزیر اشکم اشتر چرا بایست پا بستن چنین رفتار ناهنجار، با بیمار یعنی چه

چرا چون چوب نامد خشک دست پور بوسفیان به چوب خیزران خستن لب دُربار یعنی چه

به استغفار، اعدا خواستند این ظلم را جبران خدا را، ریختن خون و آنگه استغفار یعنی چه

الا ای خاتم پیغمبران، فریاد از این امّت بر اولادت جفا بگذشت از حد، داد از این امت

5

حسین از کینه ی عدوان چو آمد تنگ میدانش نماند از یاوران یک تن که سازد جان به قربانش

نه عون و جعفر و عبّاس باقی ماند و نه قاسم نه فرزندش علی اکبر که طلعت ماه تابانش

نه مسلم نه حبیب بن مظاهر ماند و نه عبّاس ز شیران دغا یکباره خالی شد نیستانش

نماند از بهر او یاور کسی غیر از علی اصغرکه بود از تشنگی خشکیده مادر شیر پستانش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه